آمریکا عامل اصلی ناامنی افغانستان(تحلیلی گذرا بر توافق آمریکا و طالبان)
توافقی که بین آمریکا و طالبان در روزهای اخیر صورت گرفته و دولت ماجراجوی ترامپ از آن به­عنوان یک توافق تاریخی یاد می­کند، ضمن اینکه پوششی برای شکست­های آمریکا در افغانستان است، به دنبال ظرفیت­سازی جدید برای مشروع جلوه­دادن حضور اشغالگرانه و نامشروع آمریکا در این کشور اسلامی است.

کشور اسلامی افغانستان و مردم مسلمان و مظلوم آن سرزمین بیش از چهار دهه است در جنگ و ناامنی ناشی از دخالت بیگانگان و حضور اشغالگرانه قدرت­های خارجی با وضعیت شکننده و بحرانی روبرو هستند، در این راستا باید گفت: نظام استکباری آمریکا در دو دهه پنهان­کاری و دو دهه ورود مستقیم و آشکارا نقش غیرقابل انکاری در اختلافات داخلی، جنگ­ها و درگیری­های نامشروع و ویرانگری در این کشور داشته است. حاصل دخالت­های آمریکا در افغانستان قتل و کشتار ده­ها هزار نفری، مجروحیت و معلولیت صدها هزار نفری و آوارگی ویرانگر میلیون­ها نفری از مردم مسلمان و مظلوم افغانستان بوده است و همچنان آمریکا عامل اصلی ناامنی افغانستان است.

امروزه افغانستان علی­رغم مبتلابودن به وضعیت شوم اشغالگری با دو پدیده: ۱- تفاهم و توافق آمریکا با طالبان ۲- ادعای دو پیروز انتخابات ریاست جمهوری مواجه است و اگرچه تفاوت­هایی بین این دو پدیده وجود دارد، اما آمریکا در آراستن هر رو پدیده نقش­آفرین است که به نظر می­رسد هر دو پدیده جهت­گیری واحدی در راستای تعمیق اختلاف­ها و ظرفیت­سازی برای بحران­آفرینی و حتی ایجاد جنگ داخلی در افغانستان دنبال می­کنند.

توافقی که بین آمریکا و طالبان در روزهای اخیر صورت گرفته و دولت ماجراجوی ترامپ از آن به­عنوان یک توافق تاریخی یاد می­کند، ضمن اینکه پوششی برای شکست­های آمریکا در افغانستان است، به دنبال ظرفیت­سازی جدید برای مشروع جلوه­دادن حضور اشغالگرانه و نامشروع آمریکا در این کشور اسلامی است.

با نگاه تحلیلی به دو پدیده: توافق آمریکا و طالبان و اختلاف گسترده رقبای انتخاباتی در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان می­توان شرایط خاصی را برای افغانستان پیشبینی کرد، زیرا وضعیت به­گونه ای است که غیر از طالبان که ادعای حکومت دارد، حاکمیت رسمی هم دوپاره شده است.

در این فضا قدرت­نمایی گروهک تکفیری داعش نیز به گونه­ای مشاهده می­شود که این موضوع نیز به نوعی متاثر از سیاست­های آمریکا در منطقه است. با شرایطی که آمریکایی­ها در افغانستان به وجود آورده­اند به نظر می­رسد که گزینه مطلوب آنها در افغانستان جنگ داخلی است تا از این طریق حضور خود را توجیه کنند و هم به ایران اسلامی فشار بیاورند.

موضوع تعارض دو پیشتاز ریاست جمهوری و برگزاری مراسم تحلیف هر یک به صورت جداگانه می­تواند: ۱- به هرج و مرج داخلی جامعه افغانستان که با بی­نظمی­هایی روبرو است بیش از پیش دامن زند. ۲- نهادهای امنیتی را با سردرگمی روبرو کرده و روحیه سربازان و مدافعان امنیت که فقط در ۵ سال اخیر بیش از هزاران کشته شده­اند، تضعیف کند. ۳- بر گفتگوهای میان جریان­های موثر افغانی تاثیر منفی بگذارد و…

اما نسبت به توافق اخیر آمریکا و طالبان که این یادداشت بر آن تمرکز دارد مباحث گسترده­ای وجود دارد که به صورت خلاصه عبارت است از:

خروج و یا اخراج اشغالگران آمریکایی از افغانستان در طی دو دهه گذشته همواره از خواسته­های اصلی دلسوزان افغانی و صاحبنظران دلسوز منطقه بوده است. از طرفی سران کاخ سفید همواره با الفاظ مختلف تلاش کرده­اند تحت عنوان ضرورت حضور در افغانستان مواضعی در ظاهر ضد و نقیض گرفته، اما در معنا ادامه حضور و اشغالگری خود را توجیه کنند.

آمریکایی­ها بیش از یک دهه است که مذاکراتی را با طالبان شروع کرده اند و این مذاکرات به دلیل مذاکرات بین­الافغانی نبودن همواره با شک و تردید روبرو بوده است. همان گونه که همه کارشناسان اذعان داشته و اقرار نموده­اند آمریکا با گذشت دو دهه حضور اشغالگرانه در افغانستان نه تنها در مورد گزینه ادعای خود یعنی برقراری امنیت اقدام قابل ارائه­ای نکرده است، بلکه با گسترش قتل و کشتار، افزایش تولید و توزیع مواد مخدر و… افغانستان را به مرکز ناامنی­های گوناگون تبدیل کرده است و ظهور و رشد گروهک تروریستی داعش در بخش­هایی از افغانستان در سال­های اخیر گویای این مطلب است.

با توجه به اینکه آمریکا در شرایط کنونی هیچ شانسی برای تحقق اهداف خود در جنگ افغانستان ندارد، سعی می­کند با توسل به راه­حل سیاسی از جمله تفاهم با طالبان ضمن حفظ پایگاه­های نظامی و نفوذ سیاسی خود در افغانستان نیروهای نظامی خود را از باتلاق افغانستان نجات دهد.

حملات اخیر طالبان به مواضع آمریکا در افغانستان و به­ویژه حمله اخیر طالبان به هواپیمای ارتش آمریکا در غزنی که به گفته طالبان موجب کشته­شدن بسیاری از افسران ارشد سیا شد گویای اوج استیصال آمریکایی­ها در حفظ شرایط به نفع خود در افغانستان است. در این شرایط می­توان گفت که تفاهم طالبان و آمریکا ضمن اینکه نشان­دهنده برنامه گروه طالبان در بازگشت رسمی به عرصه افغانستان است، سران آمریکا نیز تلاش می­کنند با به حاشیه راندن دولت افغانستان در این مذاکرات و تفاهم­ها ضمن اختلاف­افکنی بین مقامات افغانستان بحران­های جدیدی را بر این کشور و مردم آن تحمیل کنند. با توجه به وضعیت خاص افغانستان، تضعیف دولت مرکزی این کشور بیش از هر زمان دیگری افغانستان را با تهدیدات و خطرات بیشتری روبرو خواهد کرد و رفتار منفعلانه دولت افغانستان در روند مذاکرات و تفاهم می­تواند تاثیرات مخربی را بر سرنوشت این کشور اسلامی بگذارد. در بخش دوم تفاهم، طالبان تعهد داده است که از خاک افغانستان برای حمله به مواضع آمریکا و متحدانش استفاده نشود، آنها تعهد کرده­اند از ناحیه هیچ گروهی از جمله القاعده از خاک افغانستان علیه آمریکا و متحدانش استفاده نشود، گروه­های مخالف آمریکا جایی در افغانستان ندارند، هیچ فردی که تهدیدی برای آمریکا است حق ورود به افغانستان ندارد و…

بررسی زمینه ها، تعامل ها و در نهایت بررسی و تحلیل مواد تفاهم نامه نشان می دهد توافق و تفاهم آمریکا و طالبان اهداف و نتایجی غیر از صلح و آرامش واقعی برای افغانستان دنبال می کند. صاحبنظران معتقدند که ترامپ برای پیروزی در انتخابات پیش رو در آمریکا نیاز به پایان طولانی ترین جنگ تاریخ آمریکا دارد و از طرفی با همه تلاش هایش در حوزه نظامی نه تنها نتوانست موفقیتی برای او کسب کند، بلکه هر روز آمریکا را در شرایط بدتری قرار داده است، او در چنین شرایطی تصمیم گرفته است که از طریق سیاسی که به نوعی همراه با فریب است از منجلاب افغانستان خارج شود، اما روشن است که آمریکایی ها پس از دو دهه حضور همه جانبه با محوریت حضور نظامی در افغانستان حاضر نیستند منافع نامشروع خود را نادیده گرفته و به راحتی خاک افغانستان را ترک کنند. با قطع و یقیین می توان گفت ترامپ همان گونه که با ایران در برجام، با چین در توافق تجاری و با کره شمالی در مسائل هسته ای برخوردکرده است، می تواند با طالبان که یک گروه شبه نظامی است و ظرفیت های یک دولت شناخته نشده بین المللی را ندارد، برخورد کند. رئیس جمهور ماجراجوی آمریکا در اندیشه خود تفاهم را امضا می کند و از این تفاهم بهره برداری سیاسی می کند و در آینده با بهانه­های مختلف تفاهم را ملغی می کند. از دید بسیاری از صاحب نظران توافق آمریکا با طالبان در این برهه از زمان شبیه یک دام برای طالبان و توطئه جدیدی برای افغانستان است، زیرا بیشتر بندهای این توافق نامه قابل اجرا نیست و یا به گونه ای تدوین شده است که آمریکایی ها بتوانند از خسارت ها و تلفات خود در افغانستان بکاهند.

به نظر می رسد سران آمریکا از رهگذر این توافق به دنبال طراحی و اجرای یک سناریوی هوشمندی هستند که از درگیری با طالبان نجات یافته و طالبان را با سایر گروه ها در افغانستان درگیر سازند و احتمالا آمریکایی ها خود در قالب منجی ظاهر شده و نقش میانجی بین طالبان  و دیگر گروه ها و حتی دولت افغانستان ایفا کرده و به نوعی بر امور افغانستان مسلط شوند! بر این اساس می توان گفت توافق آمریکا و طالبان به دلیل شرایط غیر قابل اجرا حاکی از محاسبات سران کاخ سفید برای نفوذ کم هزینه تر در افغانستان است. برای درک ابعاد توطئه و محاسبات آمریکا در این توافق نامه کافی است این نکته مورد توجه قرار گیرد که آمریکایی ها عمل به تعهد خود را منوط به آن نموده اندکه طالبان با گروه های داخلی افغانستان مذاکره و توافق کند این موضوع در حالی است که طالبان دولت اشرف غنی و انتخابات افغانستان را قبول ندارد و سایر مخالفان و رقبای انتخاباتی نیز برای این دولت چالش هایی دارند، از این رو در مورد تفاهم و توافق آمریکا و طالبان  باید گفت گزاره هایی وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از :

  • حدود دو دهه است که غربی ها با محوریت آمریکا کشور اسلامی افغانستان را اشغال کرده اند و بسیاری از مشکلات و ناامنی های حاکم بر این کشور ناشی از این اشغال است.
  • حضور نیروهای خارجی و اشغالگر در افغانستان غیرقانونی بوده و از دلایل اصلی جنگ و ناامنی در آن کشور است.
  • خروج اشغالگران غربی به­ویژه آمریکایی­ها لازمه دستیابی به صلح و امنیت در افغانستان است.
  • آمریکایی­ها در دو دهه گذشته هرگونه اقدام اعم از نظامی و غیرنظامی کرده­اند برای مشروعیت بخشی به حضور نیروهای خود در افغانستان بوده است.
  • آمریکا هیچ­گونه جایگاه حقوقی در مورد تفاهم، قرارداد یا هر عنوان دیگری در مورد افغانستان ندارد.
  • هرگونه تفاهم، صلح و… در افغانستان باید بین­الافغانی و بدون دخالت اشغالگران به­ویژه آمریکایی­ها باشد.
  • توافق­نامه آمریکا با طالبان، توافق­نامه ای در راستای نقض حاکمیت ملی افغانستان است.
  • توافق و تفاهم آمریکا با طالبان از مصادیق توطئه و مکر آمریکایی­ها علیه افغانستان و ملت مسلمان آن کشور اسلامی است که علاوه­بر غیرقانونی بودن آن حاوی مطالب مبهم و فریبنده است.
  • این که آمریکایی­ها در تفاهم­نامه گنجانده اند که آمریکا شمار نیروهایش را در افغانستان تا ۶۰۰۰ نفر تقلیل می­دهد و در مورد خروج تا ۱۴ ماه دیگر تصمیم می­گیرند، نشان می­دهد که افغانستان برای آمریکا اهمیت دارد و در زمان ۱۴ ماهه دست خود را باز گذاشته اند هرگونه کارشکنی را به زمان بعد موکول کنند، مگر آمریکا تاکنون به تعهدات خود پای بند بوده است که بتوان به پای بندی اش به این تفاهم­نامه امیدوار بود؟
  • آمریکایی­ها با تفاهم و توافق با طالبان و خارج نمودن دولت رسمی افغانستان از چرخه تصمیم­گیری تلاش نموده­اند ضمن اختلاف­افکنی در نظام تصمیم­گیری رسمی در کشور از اختلافات موجود در راستای منافع خود بهره گیری و به سوی آن حرکت کنند، شرایطی که فعلا در عرصه سیاسی افغانستان مشاهده می­شود، این است که دولت در میان دو مدعی پیروز در انتخابات در شرایط شکننده قرار دارد و میدان­داری یک گروه غیررسمی می­تواند زمینه­ساز بروز جنگ داخلی جدید بر سر قدرت باشد.

بر این اساس واقع­بینانه ترین تحلیل و تفسیر توافق آمریکا و طالبان این است که آمریکایی­ها نه تنها اقدام صادقانه­ای برای تحقق صلح در افغانستان انجام نداده اند، بلکه صرفا با ارائه الگوهای کاذب توافق با دروغ و نیرنگ به دنبال اهداف خود هستند.

در یک نگاه کلی باید گفت توافق طالبان با آمریکا به دلایل گوناگونی نمی­تواند نفعی برای ملت مسلمان افغانستان داشته باشد از جمله اینکه:

  • دولت افغانستان در این توافق نماینده­ای نداشته است.
  • توافق بین دو عامل تهدید در افغانستان امضاء شده است که هر کدام به نوعی در بی­ثبات کردن و ناامنی در این کشور نقش­آفرینی کرده­اند.
  • به پای­بندی آمریکا به­ویژه ترامپ به توافق­ها و تعهدات هیچ­گونه اعتمادی وجود ندارد.
  • و…

از طرفی؛

  • اگر تاکنون درصدی از مردم افغانستان به تصورات غلط علاقه­ای به حضور آمریکا در افغانستان داشته­اند، امروزه که تمام ملت افغانستان شاهد خیانت و خباثت آمریکا نسبت به خود هستند، همگی به صورت جدی مخالف حضور آمریکا در کشورشان هستند.
  • به زودی ترامپ متوجه خواهد شد که در نقشه نهایی خود در توافق با طالبان دچار یک انحطاط و شکست تاریخی می­شود.
  • درواقع برقراری صلح، امنیت و آرامش در افغانستان نیاز تلاش متحدانه و همگرایی همه افغان­ها و گروه­های ذی مدخل در افغانستان و بدون دخالت قدرت­های غربی به­ویژه آمریکا است.
  • و…

در این راستا تبیین واقعیت­های جامعه افغانستان به­ویژه نقش تخریبی دولت­های غربی با محوریت آمریکا در این کشور اسلامی با تمرکز بر این که آمریکا عامل اصلی ناامنی افغانستان است ؛ ضرورت اتحاد و انسجام و همگرایی ملت افغانستان بدون مداخله قدرت­های سلطه­گر برعهده همه دلسوزان امت اسلامی به­ویژه موثرین جامعه  کاملا احساس می شود تا انشاءالله ملت مسلمان افغانستان بتواند با بهره­گیری از فضای امن به زندگی خود ادامه دهد.

دکتر عباسعلی فرزندی

 

فهرست