شناسه خبر: 10308

لینک کوتاه صفحه

https://dmsonnat.ir/?p=10308

معرفی شهدای روحانی اهل سنت کردستان
برهان عالی؛ شهید رمضان
شهید برهان عالی یکی از ارکان و منادیان وحدت اسلامی در کردستان بودند که همواره در مسیر اسلام ناب محمدی(ص) و دفاع از آرمان‌های نظام اسلامی و انقلاب تلاش می‌کردند این عالم فرهیخته در 21 روز ماه رمضان توسط سرسپردگان استکبار جهانی در مقابل درب منزلش مورد حملۀ مسلّحانه قرار گرفت و به شهادت رسید.

در دنیایی که ارزش‌ها رفته رفته در زیر غباری از فراموشی فرو می‌روند و ظواهر فریبنده دنیا رو به زوال جهانی در صدر جدول قرار می‌گیرند، ترویج فرهنگ شهادت و زنده‌ نگه‌داشتن یاد و خاطره شهدا بهترین راهی است که می‌تواند از انحراف جامعه اضمحلال معنویت‌ها جلوگیری کند.

روحانیون و علما در همه انقلاب‌ها و قیام‌ها نقش و تاثیر شگرف داشته‌اند و غیر از آنکه به روشنگری پرداخته‌اند همواره در صف مقدم مبارزه قرار داشته‌اند و برای تداوم و قوام و سربلندی دین خونشان را تقدیم کرده‌اند.

شهید عالی و دلبستگی به قرآن

همه آنان از یک منبع و آبشخور عظیم سیراب شده‌اند و مهم‌ترین سرچشمه فکری آن‌ها و اولین کتاب و کلامی که آموخته‌اند قرآن بوده و با آن مانوس بوده‌اند و چنان در عمق جان آنان پنجه انداخته و تاثیر کرده است که دمی از آن فارغ‌ نگشته‌اند.

سراسر زندگی روحانیون و علمای دین آمیخته و متاثر از مفاهیم قرآنی بوده است. جان خود را نیز برای گسترش قرآن و اعتلای دین حق ایثار کرده‌اند، پس از قرآن، تدبر و تامل در حدیث و سیره نبوی از این شهیدان بزرگوار رنگ و چهره‌ای دیگر ساخته است.

شهید ماموستا ملابرهان عالی فرزند ماموستا ملا‌محمدامین مشهور به ماموستا کانی‌سانان در یکی از روزهای بهاری سال ۱۳۳۲ از عفیفه زنی به نام ملیحه قادرنژاد که از سادات روستای چور بود در روستای کانی‌سانان از توابع بخش مرکزی مریوان دیده به جهان گشود.

مقدمات علوم دینی را به تدریج در مکتب پدر فرا گرفت، چندی بعد ضمن فراگیری اصول و مسائل مختلف علوم دینی به آموزش و تدریس مسائل دینی به سایر طلاب پرداخت.

شهید عالی در سال ۱۳۵۱ پس از اتمام سطوح دروس حوزوی با حضور علمای برجسته منطقه به صورت رسمی اجازه نامه افتاء در مذهب امام شافعی را دریافت کرد و پس از آن همچنان به تدریس علوم دینی و اقامه نماز جمعه و جماعت در روستا پرداخت و در فروردین ماه ۱۳۵۴ ازدواج کرد و پس از آن همچنان در کنار پدر خویش به تدریس علوم دینی و اقامه نماز جمعه و جماعت در روستا پرداخت.

تا آنکه پس از مهاجرت پدرش به روستای بیاره، از سال ۱۳۶۰ به صورت رسمی جانشین وی شد و تمام مسئولیت‌های تدریس و اقامه نماز جمعه و جماعت را بر عهده گرفت.

جنگ تحمیلی و بمباران پیاپی هواپیماهای رژیم بعث موجب شد، ماموستا برهان عالی روستای زادگاه خود را ترک کند و به روستاهای دیگری مهاجرت کند.

پس از آوارگی روستایی به روستای دیگر سرانجام در مریوان ساکن شد و در آن‌جا علاوه بر تعلیم عموم مسائل دینی به همکاری با آموزش و پرورش پرداخت و درس‌های بینش اسلامی، فلسفه و منطق را در مدارس و دبیرستان‌های مریوان به جوانان تعلیم داد در سال ۱۳۷۶ در امتحانات سطح دانشکده الهیات دانشگاه تهران شرکت کرد و مدرک سطح ۲ معادل کارشناسی را دریافت نمود در سال ۱۳۸۰ بار دیگر در امتحانات تعیین سطح موفق به اخذ درجه کارشناسی ارشد شد و از پایان‌نامه خود با عنوان ترجمه و تحقیق کتاب لب‌الاصول دفاع کرد.

ماموستا عالی از سال ۱۳۵۷ تا زمان شهادت در سنندج ساکن بود، وی در کنار تدریس در آموزش و پرورش امام جماعت مسجد حاج شیخ محمد محله آغه‌زمان بود.

در سال ۱۳۷۷ به در خواست هیئت امنای مسجد نور شهرک بهاران امام جمعه مسجد نور را پذیرفتند.

این عالم وارسته و مجاهد نستوه از مبارزترین علمای شافعی مذهب منطقه کردستان بود و در سنگر تدریس در مدارس علوم دینی و آموزش و پرورش نیز جزو اساتید خبره و سرشناس به شمار می‌آمد و شاگردان بسیاری را تعلیم و تربیت و به جامعه روحانیت و فرهیختگان علمی کردستان تحویل داد.

شهید عالی به حقیقت یکی از ارکان و منادیان وحدت اسلامی در منطقه بوده و همواره در مسیر اسلام ناب محمدی(ص) و دفاع از آرمان‌های نظام اسلامی و انقلاب پیشتاز بود.

این شهید بزرگوار به رونق و شکوه نمازهای تراویح و دعای شب‌های قدر کمال بخشید تا جایی که عوامل استکبار این رونق را بر نتافتند و به امید آنکه در وحدت اسلامی و دستاوردهای با شکوه نظام اسلامی خدشه وارد کنند وی را  ترور و به شهادت رساندند.

شهید برهان عالی یک جهان شور و سرزندگی بود همان موقع که به ذهن جستجوگر جوانان پاسخ می‌داد، آنان را از خزائن دانش خود بهره‌مند می‌ساخت. به سوال‌های گاه تکراری مردم عادی با صبر و متانت گوش می‌داد و پاسخ‌های دلنشین می‌گفت. استدلال‌های خود را با کلام بزرگان ادب نظیر حافظ و سعدی محوی و نالی همراه می‌کرد تا مخاطب را روشنی بخشد و حلاوت بیفزاید.

به عرفان و تصوف علاقمند بود و بشر امروز را نیازمند جاذبه‌های تصوف می‌دانست تا بتواند تلخی‌های فن و آهن را بزداید. در سلوک عرفانی تابع طریقیت نقشبندیه بود و اشعار زیادی را در مورد طریقت نقشبندی و در مدح پیران این طریقت سروده است.

دیوان اشعار مولودنامه و معراج نامه کردی، توسل و شفاعت و استمداد، ارث در اسلام، شرح دیوان آفتاب، اهمیت زن و حقوق او در مکتب دین، چرا باید مسلمان باشیم، مولود پیامبر (ص) و چندین اثر ارزشمند دیگر از وی به یادگار مانده است.

به دلیل روحیه مردمی که داشت در شورای روحانیت و شعبه حل اختلاف‌های مردمی دادگاه فعالیت‌های قابل توجهی داشت و خصم‌های بسیاری را به دوستی تبدیل کرد.

فعالیت‌ها و خصوصیات اخلاقی و اجتماعی شهید

شهید برهان عالی یک جهان شور و سرزندگی بود به گونه‌ای که پیوسته میان مدرسه و مسجد در تکاپو بود؛ همان موقع که به ذهن جستجوگر جوانان پاسخ می‌داد و آنان را از خزائن دانش خود بهره‌مند می‌ساخت به سؤال‌های گه‌گاه تکراری مردم عادی با متانت و صبر گوش می‌داد و پاسخ‌های دلنشین می‌گفت، استدلال‌های خود را با کلام بزرگان ادب نظیر حافظ و سعدی و محوی و نالی همراه می‌کرد تا مخاطب را روشنی بخشد و حلاوت بیفزاید. به عرفان و تصوف علاقه‌مند بود و بشر امروز را نیازمند جاذبه‌های تصوف می‌دانست تا بتواند تلخی‌های فن و آهن را بزداید در سلوک عرفانی تابع طریقت نقشبندیه بود. به سبب روحیه مردمی که داشت در شورای روحانیت و شعبه حل اختلاف‌های مردمی دادگاه فعالیت‌های قابل توجهی داشت و خصم‌های بسیاری را دوست کرده بود.

شهید از زبان همسرش

هما باتوبه همسر شهید عالی می‌گوید؛ زندگی مشترکمان در سال ۱۳۵۴  آغاز کردیم زندگی که سرشار از عشق و دلدادگی بود، ماموستا عالی مشتاق دین و شهادت بود تمام آرزوهایش در دفاع از حق و وطن خلاصه می‌شد و خدا هم او را به آرزویش رساند و خونش در راه معبودش بر زمین ریخته شد.

همسر شهید برهان عالی از رنج ریستن بدون معشوق برایمان گفت و ادامه می‌دهد:
خداوند شرافتمندانه‌ترین مرگ یعنی شهادت را نصیب همسرم کرد و امیدوارم مرا نیز از این توفیق بی‌نصیب نگرداند.

شهید عالی علاقه زیادی به مشرف شدن به سرزمین وحی را داشت ۶ بار به عنوان روحانی کاروان شیفتگان کعبه راهی خانه خدا شد، آخرین دوره این سفرش یک ماه قبل از شهادتش بود که هر دو با هم به سفر حج عمره رفتیم این سفر و خاطرات آن هیچگاه از ذهنم محو نمی‌شود….

شب وصال با معبود

حاجیه خانم از شب شهادت شهید عالی و آنچه بر او و فرزندان این شهید گذشت هم برایمان می‌گوید؛

آن شب شهید برهان حال و هوای عجیبی داشت ۲۲ شب از شب‌های ماه رمضان گذشته بود به همراه ماموستا عالی تازه از نماز تراویح به منزل بر گشته بودیم دخترم همراه با دو فرزندش هم مهمان خانه ما بودند نوه‌ها از سر و کول حاجی بالا و پایین می‌آمدند خانه سرسار شوق و شور بود…

زنگ منزلمان به صدا درآمد، آیفون را خودم جواب دادم جوانی تقریبا ۲۵ ساله گفت: سوال شرعی دارم سوالم مهم است و حتما باید از ماموستا بپرسم.

ماموستا برهان عالی گفت جواب می‌دهم گفتم دیر وقت است بهتر است برود و فردا بیاید، گفت جواب سوال شرعی را باید داد نمی‌شود که از دم در برانیم مهمان را جواب سوال دینی مردم را نباید در ذهن باقی گذاشت…

ماموستا عالی برای پاسخ به این سوال شرعی در آن ساعت شب به همراه دو نوه‌ام خود را به درب خانه رساند  من در آشپزخانه مشغول درست کردن چایی بودم!

صدای شلیک گلوله که در خانه پیچید قوری از دستم افتاد سراسیمه بیرون پریدم گوش‌هایم هنوز پر بود از صدای خشن گلوله‌ای که چند لحظه پیش شلیک شده بود چشمانم نظاره‌گر تلخ‌ترین صحنه‌ای که می‌شد یک انسان در طول عمر ببیند بود ولی مغزم دوست داشت باور نکند کاش خواب بود این واقعیت تلخ…

ماموستا آرام در حالی که رگی از خون در کنارش جاری شده بود در همان ورود خانه روی نوه‌ام افتاده و به شهادت رسیده بود و نوه دیگرم این صحنه تلخ را در حالی که تمام وجودش از وحشت پرشده بود نظاره می‌کرد.

شهادت از زبان نوه

هفت سال سنی نبود که بدانم در آن روزها چه بر سر ما و پدربزرگم گذشت؛ همان لحظه که جوان داشت سوال شرعیش را از پدر بزرگ می‌پرسید جوانی دیگر از کنار دیوار به طرف پدربزرگم شلیک کرد و هر دو نفر با هم فرار کردند این صحنه تلخ از همان لحظه تا به امروز همچون کابوس تلخ با زندگیم گره خوره و همواره در خواب‌هایم تکرار می‌شود.

دست نوشته شهید عالی در مورد جایگاه اهل بیت

در دست نوشته‌ای که از شهید ماموستا برهان عالی به یادگار مانده است این شهید والا مقام به تفسیر آیه مودت پرداخته و به جایگاه والای اهل بیت «ع» در قرآن پرداخته است

« قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَی » – الآیه ۲۴ سوره مبارکه شورا جزء ۲۵ – یعنی در برابر تبلیغ و رسالت خود چیزی از شما نمی خواهم بجز اینکه مرا بخاطر نزدیکی و فامیلی خودتان دوست بدارید، یا نزدیکی مرا دوست داشته باشی، یا امکان دارد استثنا منقطع باشد نه متصل، به این معنی [که] من نفع و سودی از شما نمی خواهم اما درخواست محبت از شما می کنم درباره نزدیکان و نسبت به آنان، و این محبت در اهل آن ثابت و متمکن باشد یا در حق قرابت و بخاطر آن چنانکه در حدیث آمده: «الحب فی الله  والبغض فی الله» – و روایت شده که وقتی این آیه نازل شد گفتند ای رسول خدا نزدیکان تو چه کسانی هستند؟ حضرت فرمودند: علی و فاطمه و فرزندان شان. و احتمال دارد هدف از قربی تقرب الی الله باشد. یعنی از شما چیزی نمی خواهم بجز اینکه خدا و پیامبرش را دوست داشته باشید به وسیله نزدیکی جستن نسبت به آنان از طریق طاعت و عمل صالح، و قرائت شده الّا مودّه فی القربی.

شهادت

ماموستای شهید ملا برهان عالی امام جمعه مسجد قبای سنندج در روز شنبه ۲۱ شهریور ماه سال ۱۳۸۸ ه.ش برابر با ۲۲ رمضان المبارک سال ۱۴۳۰ ه.ق حدود ساعت ۱۲ شب پس از اتمام نماز تراویح، توسط سرسپردگان استکبار جهانی در مقابل درب منزلش مورد حملۀ مسلّحانه قرار گرفت و به شهادت رسید، نامش زنده و راهش پر رهرو باد….

و سخن آخر

بی‌شک حماسه در این خطه شهیدپرور با شهادت این دلیرمردان و شیرزنان به پایان نخواهد رسید و بیت‌الغزل آن همچنان با ایثار دلیرانی دیگر تکرار خواهد شد.

آنچه از دنیاست فانی است و آنچه برای خدا تقدیم می‌شود، باقی و ابدی است و این شهدا زنده هستند و نزد خداوند تبارک و تعالی عندربهم یرزقون هستند. آنها در بارگاه خداوند تبارک و تعالی با رویی سفید حضور یافته‌اند، چرا که در عشق رسیدن به کوی دوست بهترین سرمایه زندگیشان را تقدیم کرده‌اند.

 

پایگاه اطلاع رسانی دبیرخانه شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست