شناسه خبر: 73362

لینک کوتاه صفحه

https://dmsonnat.ir/?p=73362

خیانت حکام امارات و بحرین به امت اسلامی و آرمان فلسطین؛
رسمی شدن روابط امارات و بحرین با رژیم صهیونیستی با میانجی گری آمریکا، تداعی کننده همان طرح های سازش است که همواره یک طرف آن آمریکا و رژیم صهیونیستی و طرف دیگر آن یکی از کشورهای عربی بوده است.

روند کلی رویدادهای اخیر در منطقه (به ویژه عادی سازی روابط اسرائیل با امارات و بحرین)، تداوم مصاف جبهه مقاومت سلطه ستیز با جبهه سلطه گر استکباری به محوریت آمریکا را نشان می دهد. هدف راهبردی نیز تضمین امنیت و هژمونی رژیم صهیونیستی و تضعیف جبهه مقاومت از طریق خارج کردن لبنان و حزب الله از زنجیره طلایی مقاومت ضد صهیونیستی و یارگیری جدید از دنیای عربی و اسلامی است. ترامپ از عادی سازی روابط امارات و بحرین با رژیم صهیونیستی، استفاده ابزاری از آن در انتخابات ریاست جمهوری به منظور جلب آرای صهیونیست های حاضر در آمریکا را دنبال می کند.

روابط امارات با صهیونیست ها به صورت پنهانی سال ها وجود داشته، اما هدف امارات از آشکار سازی آن پیدا کردن متحدان منطقه ای است و تظاهر به ممانعت از الحاق کرانه باختری اغواگری عوام فریبانه و بهانه ای بیش نیست. صهیونیست ها در صدد ایجاد کمربند امنیتی در اطراف ایران، اجماع سازی عربی برای اجرای معامله قرن و خاتمه دادن به مسئله فلسطین هستند. هدف نهایی آنها نیز هویت بخشی، تثبیت موجودیت و تضمین امنیت رژیم صهیونیستی است.

سناریوی محور غربی- عبری- عربی برای آینده لبنان مبتنی بر دو گزاره اصلی است: استعفای دولت و فشار بر حزب الله گزاره اول، با توجه به اعتراض های خیابانی و استعفای شماری از وزرا عملیاتی شد. پروسه فشار بر حزب الله نیز از طریق سه گزینه؛ تحریک و تهییج افکار عمومی علیه حزب الله، خارج کردن حزب الله از عرصه سیاسی لبنان و خلع سلاح حزب الله در دستور کار است که با توجه به توانمندی، مقبولیت و تجربه حزب الله شانسی را برای موفقیت ندارد.

آمریکا همواره یک طرف طرح های سازش است و همواره این محرک آمریکایی بوده که کشورهای عربی را به سمت رژیم صهیونیستی سوق داده است. از سوی دیگر، راهبرد آمریکا مبتنی بر هویت بخشیدن به رژیم صهیونیستی در منطقه است. هویتی که مورد قبول کشورهای منطقه ای قرار نگرفته. اکنون آمریکا مترصد این است که این شناسایی را رسمی کند؛ یعنی رژیم صهیونیستی را به عنوان دولتی مستقل که توانایی اعمال حاکمیت بر قلمرو و اجرای تعهدات بین المللی خود را دارد، در اذهان عمومی اعراب جلوه دهد.

آمریکا به دنبال استفاده ابزاری از این عادی سازی برای انتخابات آینده ریاست جمهوری به ویژه برای شخص ترامپ است. ترامپ تاکنون خدمات بسیاری به صهیونیست ها؛ از اعلام پایتختی قدس و الحاق جولان تا معامله قرن انجام داده است. هدف آمریکا از معامله قرن هویت بخشیدن به رژیم صهیونیستی و عادی سازی روابط اعراب با رژیم صهیونیستی است.

در مقطع فعلی، ترامپ به دنبال آن است که آراء یهودیان افراطی آمریکا را به سمت خود جلب کند. بنابراین، ترامپ با این اقدام از یک سو مترصد جلب آراء یهودیان آمریکایی است و از سوی دیگر درصدد تثبیت کردن جایگاه نتانیاهو در سرزمین های اشغالی به خاطر اعتراضات کنونی است. هرچند گزاره اول برای ترامپ بسیار مهمتر و با ارزش تر است.

امارات به عنوان یک کشور کوچک در منطقه، سوداهای بزرگی در سر می پروراند؛ سوداهایی که متکی بر پول نفت است. مداخله امارات در جنگ یمن نمونه بارز این سوداگری است. امارات نه تنها بنابر اصل همکاری با بازیگران غربی به ایفای نقش در منطقه می پردازد، بلکه به دنبال رهبری جهان عرب و رقابت با عربستان سعودی و مصر در این زمینه است.

امارات از مدت ها پیش با رژیم صهیونیستی دارای روابط مختلف امنیتی، سیاسی و اقتصادی بوده است. مناسبات مخفیانه میان امارات و رژیم جعلی اسرائیل از ۱۵ سال قبل به صورت گسترده ادامه داشته است. شرکت لوجیک که مقر آن در اسرائیل است، تجهیزات امنیتی برای تامین مناطق مرزی و چاه های نفت و همچنین مشاوره های امنیتی به سران اماراتی داده است. همچنین ژنرال های صهیونیستی خدمات نظامی و امنیتی در ارتش و سرویس های اطلاعاتی و جاسوسی به امارات ارائه کرده اند.

در مقاطعی امارات بنابر دلایل نظامی و جنگ یمن به سمت عربستان سعودی گرایش پیدا کرد، اما اختلافات موجود میان این دو روز به روز بیشتر شد. اماراتی ها به گونه ای گفته اند که در لوای یک ظاهر خیرخواهانه برای فلسطین اقدام به این رابطه کرده اند!!!

رژیم صهیونیستی برای بقا و حفظ موجودیت خود نیاز به دو اصل ایجاد جنگ های منطقه ای و هویت بخشی به خود دارد، این دو گزاره به گونه ای مکمل یکدیگرند؛ یعنی رژیم صهیونیستی با ایجاد جنگ های منطقه ای نوعی از ناامنی را در منطقه ایجاد می کند که به سوق یافتن کشورهای مختلف به سمت این رژیم منجر می شود. این راهبرد در کنار سناریوی ترس از ایران دو عامل مهم برای صهیونیست ها بوده است. اهداف رژیم صهیونیستی از عادی سازی روابط را می توان در موارد ذیل خلاصه کرد:

  • رژیم صهیونیستی برای پیش برد اهداف خود به خصوص طرح معامله قرن، نیاز به یک اجماع عربی دارد.
  • رژیم اشغالگر قدس به دنبال ایجاد یک حصار امنیتی در برابر ایران است. نفوذ این رژیم در کشورهای شمالی ایران همچون آذربایجان و اکنون در کشورهای حاشیه خلیج فارس نمونه بارز پیاده سازی این کمربند امنیتی است. بر اساس گزاره­ای که صهونیست ها برای ایران مطرح کرده اند، این رژیم نیز باید در مرزهای پیرامونی ایران حضور داشته باشد تا تهدیدات امنیتی ایران افزایش پیدا کند.
  • این عادی سازی در ابعاد داخلی برای نتانیاهو نیز دارای ابعاد تبلیغاتی است.
  • رژیم صهیونیستی می خواهد که این سناریو عادی سازی روابط را به سایر کشورهای عربی هم تعمیم دهد، چنانچه ورود سران بحرین به توافق با رژیم صهیونیستی مطرح شده است.
  • رژیم صهیونیستی مترصد است که بنابر اجماع عربی و بر اساس طرح معامله قرن، موضوع فلسطین را خاتمه دهد!

عادی سازی روابط امارات و رژیم صهیونیستی تبعات زیادی در منطقه خواهد داشت، از جمله:

  • عادی سازی روابط با کشورهای عربی در ابعاد سیاسی – امنیتی منجر به ایجاد چالش های بزرگ برای کشورهای منطقه خواهد شد؛ زیرا راهبرد صهیونیست ها مبتنی بر آشوب افکنی و ایجاد تقابلات دوگانه امنیتی است.
  • در ابعاد داخلی این عادی سازی منجر به افزایش شکاف میان حاکمان این کشورها با مردم شان خواهد شد؛ زیرا رژیم صهیونیستی یکی از مهمترین تهدیدات امنیتی از منظر افکار عمومی است.
  • این عادی سازی منجر به گرایش بیشتر کشورهای عربی به سمت علنی کردن رابطه با رژیم صهیونیستی یا اعلام امضای توافق صلح با رژیم صهیونیستی و برقراری رابطه دیپلماتیک و تبادل سفیر خواهد شد.
  • فضای امنیتی منطقه با حضور رژیم صهیونیستی ، دستخوش تغییر خواهد شد.
  • صهیونیست ها از این طریق درصدد ایجاد توازن منطقه ای هستند. آنها موجودیت و بقای خود را تنها در صورتی تضمین شده می دانند که در سطح منطقه به یک توازن قدرت با رقبا و دشمنان برسند. صهیونیست ها در این راستا، با ایجاد و حمایت از گروه های تروریستی در منطقه، تلاش کردند تا توازن منطقه ای را به نفع خود تغییر دهند، اما اکنون که این گروه ها شکست خورده و مضمحل شده اند و از سویی، دشمنان منطقه ای آنها نیز توانسته اند از بحران های امنیتی عبور کنند، آنها احساس می کنند که توازن منطقه ای به ضرر آنها تغییر کرده است. از این رو اعلام عادی سازی روابط با امارات و بحرین، می تواند نمایش ایجاد توازن توسط صهیونیست ها باشد.

خیانت حکام در توافق با صهیونیست خلاصه نمی شود، آنها که در ظلم وخیانت علیه مردم یمن با حکام سعودی همراهی کرده و بخش هایی از سرزمین اسلامی یمن را اشغال کرده اند، بر اساس برخی خبرهای مطرح شده به دنبال آن هستند تا با مشارکت رژیم صهیونیستی یک پایگاه جاسوسی و اطلاعاتی را در جزیره سقطری یمن ایجاد کنند. بر اساس این خبر رژیم صهیونیستی این پایگاه را در ارتفاعات سقطری برپا    می کند تا تحرکات نیروهای یمنی، عبور و مرور نیروی دریایی جمهوری اسلامی و تحرکات دریایی و هوایی منطقه را زیر نظر داشته باشد.

حکام امارات و بحرین با ورود به توافق خائنانه برقراری ارتباط رسمی با رژیم صهیونیستی به حقوق دینی، ملی و تاریخی فلسطینی ها و امت اسلامی تجاوز کرده اند، زیرا همگان می دانند که این توافق برای کند کردن روند مبارزاتی و مقاومت مجاهدان راه آزادی قدس مورد صهیونیست ها و آمریکایی ها است. بر این اساس باید گفت این توافق خیانت بار نفوذ گسترده اندیشه های صهیونیستی بر عمق نگرش و تفکر حکام امارات و بحرین را نشان می دهد و حاکی از تسلیم بی چون و چرای حاکمان امارات و بحرین در تبادل بیگانگان و خیانت آنها به جهان اسلام است و در واقع حکام امارات و بحرین نشان دادند که همواره برای اجرای سیاست های آمریکا بدون اراده باید ایفای نقش کنند.

در نهایت باید گفت: تاریخ سازش اعراب و رژیم صهیونیستی در مقاطع مختلف از مصر گرفته تا برخی گروه های فلسطینی، نشان می دهد که خروجی این عادی سازی روابط و به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی، همواره ایجاد هزینه برای طرف های سازش کار بوده است. مطمئنا این عادی سازیی در بلند مدت تبعات فراوانی برای کشورهای منطقه و مسئله فلسطین خواهد داشت. اکنون که تلاش اعراب برای توسعه مناسبات با صهیونیست ها و به رسمیت شناختن این رژیم غاصب، خلاف طرح ادعایی صلح عربی است که در آن به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی را منوط به بازگشت به مرزهای ۱۹۶۷ و بازگشت فلسطینیان ارجاع داده بودند. در این شرایط کشورهای عربی به گونه ای مستقیم و غیر مستقیم بحران های داخلی آمریکا و رژیم صهیونیستی را حل می کنند؛ زیرا اقدامات آنها، عاملی برای حل مشکلات نتانیاهو در سرزمین های اشغالی و کمک به ترامپ برای انتخابات ریاست جمهوری در ماه نوامبر است.

دکتر عباسعلی فرزندی

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این زمینه را پر کنید
این زمینه را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست