به همت واحد خواهران دفتر نمایندگی ولی فقیه در امور اهل سنت خراسان
سومین سرفصل از سلسله جلسات تربیت دینی فرزند در مشهد مقدس برگزار شد
سومین سرفصل از سلسله جلسات تربیت دینی فرزند مربوط به فرزندان 7 تا 14 سال در مشهد مقدس به صورت وبیناری برگزار شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دبیرخانه شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت از خراسان، سرکار خانم جهانشیری مسوول واحد خواهران دفتر نمایندگی ولی فقیه در امور اهل سنت خراسان در گفتگو با خبرنگار ما اعلام داشت: این دفتر در ادامه برگزاری برنامه های غیر حضوری خود، اقدام به برگزاری سلسله جلسات تربیت دینی فرزند برای طلاب و اساتید مدارس خواهران و همچنین تعدادی از خانواده های طلاب و روحانیون مدارس علمیه برادران اهل سنت نموده است.

وی افزود: با توجه به تأکید ریاست محترم دفتر نمایندگی ولی فقیه در امور اهل سنت خراسان، به منظور هدفمند بودن برنامه ها، بعد از اطلاع رسانی و ثبت نام از متقاضیان، این جلسات  به صورت سلسله وار برای افراد ثابت برگزار و در نهایت گواهی شرکت در دوره به آنها ارائه خواهد شد.

ایشان ادامه داد: دو جلسه از این آموزش ها ( قبل از تولد) و ( از تولد تا ۷ سالگی) در سال گذشته برگزار شد و سومین جلسه با موضوع تربیت دینی فرزند( ۷ تا ۱۴ سالگی) با حضور ۳۵ نفر از خواهران اهل سنت شهرستان های خواف، تایباد، تربت جام و صالح آباد به صورت مجازی در تاریخ ۲۳/۱/۱۴۰۰برگزار شد.

در این برنامه سرکار خانم زهره حسینی (کارشناس ارشد مشاوره) به عنوان استاد کارگاه حضور داشتند و مهمترین مباحثی که لازم است در سنین ۷ تا ۱۴ سالگی فرزندان ( دوران کودکی دوم) مورد توجه قرار گیرد را بیان نمودند.

در ادامه بخشی از مطالب عنوان شده در این جلسه ارائه می گردد.

موارد مطرح شده در این جلسه:  

 

  1. آمادگی کودک برای رفتن به مدرسه
  2. آموزش و یادگیری و اشاره به آموزش های غیرحضوری در دوران کرونا
  3. نماز خواندن کودکان
  4. کمک گرفتن از طبیعت برای آموزش دادن به کودکان
  5. تربیت جنسی
  6. نظم

 

 

مباحث مطرح شده توسط استاد

در ابتدای کارگاه، استاد ( خانم حسینی) ضمن یادآوری مختصر از دوره اول فرمودند چون مطالب دوره ۷ تا ۱۴ سالگی و دوره نوجوانی زیاد است، مطالب آن را در دو جلسه بازگو می کنیم.

 

آمادگی کودک برای رفتن به مدرسه

 همان طور که قبلا گفتیم در کودکی دوره اول که در واقع اسم آن دوره خردسالی است، باید کودک را آزاد بگذاریم. در روایات دینی ما هم آمده است کودکان را تا هفت سال آزاد بگذارید و نباید آنها را مجبور به آموزش کنیم.

از نظر روانشناسی مغز کودکان تا ۷ سالگی آمادگی پذیرش قوانین و چارچوب های جدی را ندارد. سِنی که بچه ها آماده هستند و می توانیم برایشان چهارچوب قرار داده، به آنها آموزش دهیم و امیدوار باشیم چیز یاد می گیرند در واقع سن ۷ سالگی به بعد است. بچه ها در این سن به مدرسه می روند یعنی از نظر جسمی و روانی آماده می‌شوند از پدر و مادر جدا شوند و می توانند چند ساعت بدون پدر و مادر و در کنار مربی و معلم باشند و خواندن و نوشتن را فرا گیرند.

در اولین ورود بچه به مدرسه  بعضی بچه ها علائم خاصی را نشان میدهند. مثلاً اضطراب جدایی پیدا می کنند، در مدرسه نمی مانند، علائم جسمی مانند دل درد، تهوع، بی اشتهایی و سردرد را به معلم و والدین گزارش می‌دهند. و بعضی از بچه ها هم با شور و شوق و علاقه یادگیری را دوست دارند و دنبال می کنند.

همانطور که گفته شد، هر دوره ای که می گذرد پایه دوره بعد است. اگر کودک دوران کودکی را به سلامت سپری کند، والدین در دوره نوجوانی کمترین مشکلات را با آن ها خواهند داشت. اگر بچه ها تا دو سالگی این امتیازات را داشته باشندکه محیط خانواده آرام باشد، والدین پاسخگو باشند، مادر خیلی غایب نباشد؛پدر و مادردر دوره خردسالی دوم سختی های کمتری را تجربه می کنند و راحت تر می توانند بچه هایشان را به مدرسه فرستاده و از خودشان دور کنند.

دو مدل کودک وجود دارد: بچه هایی که با اضطراب به مدرسه می روند و بچه هایی که به راحتی به مدرسه میروند. این به خاطر نوع تربیت، تولد، تعداد بچه ها و در واقع تجربه هایی که والدین از دوران قبلی داشته اند می باشد. بچه هایی اضطراب جدایی را تجربه می کنند که در دوره قبلی یا خیلی از طرف والدین حمایت شده اند و یا خیلی وابستگی داشته و والدین همیشه کنارشان بوده‌اند. آن ها نمی توانند خیلی راحت این تجربه را پشت سر بگذارند.

در هفت سال اول، کودک کم کم با هم سن و سال های خودش آشنا می شود، هم بازی پیدا می کند دخترها و پسرها با جمع های دخترانه و پسرانه ارتباط می گیرند و از آنجا استارت فعالیت های اجتماعی خورده می شود، بچه یاد می‌گیرد که می تواند یک سری از فعالیت‌های اجتماعی را شروع کند. اما اگر در هفت سال اول مادر هیچ گاه او را از خود جدا نکرده باشد و یا اینکه مادر خیلی کودک را تنها گذاشته باشد، دوباره همین آسیب در مدرسه تکرار می شود و تجربه اضطراب ها و ترس های جدی و بی علاقه گی به درس و علائم جسمی که مطرح شد خودش را نشان میدهد.

در این دوره ما باید دقت کنیم اگرکودک اضطراب جدایی داشت احتمالاً یا ما او را وابسته به خودمان تربیت کرده‌ایم و یا روابط اجتماعی را به او یاد نداده ایم.

باید حتماً قبل از سن ۷ سالگی رفتارهایی داشته باشیم که بچه‌ها بتوانند فاصله گرفتن از والدین و به خصوص مادر را تجربه کنند. اگر کودک هنگام ورود به مدرسه کمی ترس دارد حتماً داستان هایی در قالب های کودکانه بازگو کنید تا کودک همزاد پنداری کند. سعی کنید بچه ها را قبل از اینکه وارد مدرسه شوند آماده کنید تا آسیب کمتری ببینند و فشار و استرس کمتری برای مادر ایجاد کنند.

بعضی از کودکان به خاطر وابستگی که به والدین دارند ممکن است تا مدت ها به خاطر جدایی از مادر قشقرق به پا کنند و یا اینکه نتوانند سرکلاس خوب گوش کنند، حواسشان به آن است که کی زنگ می خورد و بر می گردند، اینها را باید حتماً از قبل آماده کنیم.

 

آموزش و یادگیری

در مورد حقوق کودکان روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هست که بحث خود را با اشاره به آن متبرک می‌کنیم:

حضرت همیشه به بچه ها سلام می کردند و می فرمودند من سلام کردن به بچه ها را دوست دارم.  هرگاه وارد جمع انصار می‌شدند اولین کاری که انجام می‌دادند این بود که به بچه ها توجه می کردند و با آنها ارتباط می‌گرفتند. سلام و احوال پرسی پیامبرصلی الله ابتدا از کودکان آغاز می شد…

ولی ما گاهی میبینیم که مادر و پدر وقتی به بچه هایشان می رسند متاسفانه می گویند سلامت کو؟ این روایت حرفهای بسیار بزرگی در دل خود دارد که ما بتوانیم از الگوی به آن عظمت و بزرگی در بسیاری از روابط  با فرزندمان استفاده کنیم.

در احادیث حقوق کودک این گونه بیان شده است که نام نیکو بر فرزند بگذارند، به او خواندن و نوشتن بیاموزند، روزی پاک و حلال برایش فراهم کنند و به او قرآن خواندن را آموزش دهند و در انجام تکالیف دینی یاری نمایند. ما آن چارچوب اصلی و اصول کلی را که قرار است فرا بگیریم از دل همین احادیث فرا می گیریم.

هفت سال دوم برای آموزش است. و ما باید آگاه باشیم که فرزندمان قرار است چه چیزی یاد بگیرد. در این مرحله ما باید به بچه ها آموزش خوب دیدن، خوب فکر کردن و خوب توصیف کردن را بدهیم.

در شرایط فعلی هم، فضای مجازی هجمه های زیادی علیه دین دارد و توجه ما باید بیشتر باشد.

آموزش در این دوره، باید همراه با صبر و حوصله و تدریجی باشد. خیلی از مادرها در انجام تکالیف و همراهی بچه ها در تکالیف  درسی مشکل پیدا کرده اند. شرایط کرونا و یادگیری مجازی، شرایط سختی است. ما قبل از آن هیچ آموزشی ندیده بودیم و آمادگی نداشتیم. یک دفعه در مقابل یک بحران جدی قرار گرفتیم. مسأله این است باید تلاش شود در این شرایط که بچه ها از ارتباط مستقیم و تماس چشمی و رو در رو با معلم محروم هستند و این محرومیت ها خود بستر برخی از مشکلات است، با بچه ها همراهی کنیم ولی نه اینکه وظایفشان را روی دوش خودمان بیندازیم.

از آنجا که برخی از بچه ها سال اول مدرسه را طی می کنند ممکن است از انجام تکالیف فاصله بگیرند و پدر و مادر خودشان تکالیف آنها را انجام دهند، که این باعث می شود ضربه جدی به مسئولیت‌پذیری و یادگیری کودکان وارد شود.

در این شرایط مسئولیت مادرها بیشتر شده است وهمزمان هم معلم و هم مادر هستند. قطعاً فشار بیشتری روی مادر هست و ممکن است زودتر عصبانی شود و به هم بریزد، زود خسته شود. در شرایط فعلی مادر فضای خالی ندارد که مثلاً ۵ ساعت بچه ها اطرافش نباشند و بتواند استراحت کند، مناجات کند و به کارهای شخصی خودش برسد.

مادر باید بپذیرد اکنون شرایط اینگونه است و با شرایط سازگار باشد. مادر باید هنگام آموزش کنار کودک بنشیند و محرومیت‌های او را در مورد آموزش جبران کند و با حوصله و خلاقیت، آموزش فضای مجازی را در خانه چندین برابر غنی تر و کامل تر کند و به کودک به نحو احسن آموزش دهد.

در هفت سال دوم که آموزش کودک شروع می شود هرچه والدین مخصوصاً مادر که ساعت بیشتری کنار فرزند هست یادگیری را شیرین کند، احتمال اینکه بچه علم دوست و مشتاق و علاقمند به یادگیری شود بیشتر است و هرچه کودک را سرزنش کرده و او را دعوا کند احتمال اینکه از هم اکنون علاقه مندی و یادگیری در کودک ضعیف شود خیلی بیشتر است.

 

آموزش نماز به کودکان

نماز جزو اساسی ترین بحث های تربیت دینی است و آموزش اولیه آن را از ۵ یا ۶ سالگی میتوانیم آغاز کنیم. اما استارت آن به صورت مداوم و پیوسته در سن ۷ سالگی است.

یادمان باشد یکسری نکته ها در آموزش نماز وجود دارد که با بقیه آموزش ها فرق می کند. اگر ریاضی کودک خوب نباشد در عاقبت به خیری او تاثیر ندارد اما اگر نماز را سست بگیرد و یا خدای ناکرده تارک الصلاه باشد در عاقبت به خیری و سلامت روانی مشکل‌ساز می‌شود. آموزش نماز حتماً باید با حوصله و آرامش و خوش خلقی باشد تا بچه ها به نماز علاقه مند شوند.

حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلّم، همیشه منتظر شنیدن صدای اذان بودند این علاقه مندی را ما باید در اخلاق و رفتارمان به بچه ها نشان دهیم. اگر پدر و مادر مشتاق و علاقه مند به نماز باشند و همیشه با آداب و با شوق و ذوق و خوش خلقی نماز را در خانه برپا کنند بچه ها با همین الگو ارتباط می گیرند. پدر و مادری که قرار است الگوی نماز خواندن بچه بشوند باید حتما الگوی خوبی باشند. هرچه بچه ها پدر و مادر خود را از نظر فکری قبول داشته باشند، در بحث های دینی هم از آنها پیروی می کنند.

بچه باید از نظر اخلاقی نمره خوبی به والدین بدهد که نماز خواندن آنها را هم دنبال کند. برای همین حتماً و قطعاً تلاش کنید ارتباط خوبی با بچه های تان داشته باشید.

مسئله بعدی این است که در بحث تکالیف دینی در مورد بچه‌ها ما هیچ وقت اصرار در انجام مستحبات نداریم. به بچه ۷ ساله نمی‌گوییم حتماً سر وقت نماز بخوان.  فقط او را مشتاق و تشنه نماز خواندن می کنیم. زیرا وقتی فردی به چیزی علاقه‌مند شود خودش پیگیری می‌کند که آن را به بهترین شکل انجام دهد.

در مرحله بعد سعی کنیم چیزهایی که حال بچه‌ها را خوب میکند را با نماز آنها همراه کنیم. مانند خوراکی، جایزه، خوش اخلاقی، ابراز محبت عاطفی مانند در آغوش گرفتن و بوسیدن، به گونه‌ای که بچه‌ها فکر کنند هنگامی که نماز می خوانند مادر آن ها را به صورت فرشته می بیند و خیلی مهربان تر و با صبر و حوصله می شود. همچنین خوب است با گفتن حرف هایی از قبیل اینکه: نماز صحبت با خدا است، خدا حرف های تو را گوش میکند، برای من هم دعا کن، وقتی نماز می خوانی فرشته ها تو را در آغوش می گیرند و….. بچه حس خوبی را تجربه کند.

باید برای آموزش نماز به کودک وقت بگذاریم. لباس تمیز تهیه کنیم، مراقب بهداشت فردی او باشیم، کودک را تشویق کنیم از بوی خوب عطر و ادکلن هایی که خودش دوست دارد برای نماز استفاده کند. تا یاد بگیرد نماز بهترین بخش زندگی اوست.

 

کمک گرفتن از طبیعت برای آموزش به کودکان

طبیعت، ذهن، روان و مغز را برای یادگیری آماده می‌کند سرعت یادگیری در طبیعت چند برابر می شود و ماندگاری بیشتری دارد. مخصوصاً برای بچه هایی که به طبیعت علاقه بیشتری دارند. افرادی که در روستا زندگی می کنند بهتر و راحت تر می توانند از طبیعت برای یادگیری فرزندانشان استفاده کنند. زمانی که در طبیعت هستیم بهترین کار این است که نمودهای هستی را به بچه ها یاد آوری کنیم و تعقل و تفکر و اندیشه را به آنها آموزش دهیم.

با نگاه کردن و لمس کردن گیاهان، درختان، خاک و سنگ ها در مورد آفریننده آنها با کودک صحبت کرده و بچه‌ها را به آفریدگار خلقت و عظمت خدا و وصل کنیم.

برخی از آیات قرآن هم خوب دیدن وخوب شنیدن و خوب نگاه کردن را آموزش میدهد. در سوره غاشیه آیه ۱۷ و ۱۸ می‌گوید آیا آنان به شتر نمی نگرند که چگونه آفریده شده است؟ و به آسمان نگاه نمیکنند چگونه برافراشته شده است؟ این آیات به ما می گوید راجع به خلقت و عظمت آفریدگار فکر کن.

گاهی برای فکر کردن کودک را به طبیعت برده و از نزدیک با کودک در مورد آب، خاک، شکل آنها، فواید آنها و… صحبت کنیم و پرسشگری را در ذهن او تقویت کنیم تا ذهنش باز و خلاق شود.  می‌توان از طریق گوش کردن به صداهایی که در طبیعت وجود دارد مانند: صدای پرنده ها، حیوانات، آب، باد، و…… حواس پنجگانه و تمرکز کودکان را تقویت کنیم تا از حواس خود برای یادگیری بیشتر استفاده کنند.

استفاده از طبیعت باعث می شود کودک تمرکز و ذهنیت بالایی پیدا کند در حالیکه رها کردن بچه ها در کنار تلویزیون اینترنت و فضای مجازی باعث خستگی چشم بچه میشود و بچه مدام در حال دیدن عکس ها و شنیدن حرف های تکراری است.

باید تلاش کنیم بچه ها را از این طریق به یادگیری علاقه مند کنیم تا از فضای مجازی فاصله بگیرند.

 

تربیت جنسی کودکان

استارت هویت جنسی در سن ۴ و ۵ سالگی می خورد و کودکان متوجه تفاوت اندام جنسی بدن خودشان با دیگری می شوند. یعنی دختر متوجه دختر بودن خود و پسر متوجه پسر بودن خود می شود و جای نگرانی نیست. از همان زمان مادر باید مراقبت های جدی تری درباره حساسیت های بچه ها داشته باشد.

اعتقاد روانشناسان بر این است که تا سن نوجوانی هورمونهای جنسی ترشح نمی شوند،  همچنین در دین هم بلوغ جنسی برای دختر بعد از سن ۱۲ و ۱۳ سالگی اتفاق می افتد و در پسرها ممکن است سن ۱۴ سالگی و یا بیشتر باشد.

یک مادر باید قبل از بلوغ جنسی و شروع فعالیت ها و تحرکات جنسی با مطالعه و شرکت در کلاس های مناسب یاد بگیرد که چگونه فرزندش را آماده کند. .اگر قبل از بلوغ، آموزشهای کافی را به او داده و نظارت درستی داشته باشیم می توانیم در دوره نوجوانی با آرامش خاطر بیشتری از این مسئله عبور کنیم.

در دوره بلوغ غدد جنسی شروع به ترشح نموده و فعالیت اندام جنسی زیاد می شود و ممکن است مشکلاتی برای بچه ها به وجود بیاید. در این سن علاقه مندی به جنس مخالف به معنای علاقه مندی به مسائل جنسی نیست. ممکن است بعضی از فیلم ها و کارتون هایی که در فضای مجازی یا تلویزیون و یا ماهواره و غیره پخش میشود، کودک را نسبت به مسئله جنسی کنجکاو کرده و یا باعث ایجاد بلوغ زودرس در بچه ها شود.

ما باید پیشگیری را از کودکی شروع کنیم. اولین قدم این است که بستر خواب بچه ها را تاقبل از  ۷ سالگی حتماً جدا کرده باشیم. ترجیحاً از ۲ سالگی به بعد کودک نباید با پدر و مادر بخوابد و در مواردی که کودک اضطراب دارد، حتما قبل از ۷ سالگی باید بستر بچه جدا شده باشد.

از رها کردن بچه ها در اتاق دربسته و یا در مکانی که مقابل دید مادر نیستند حتی با کودک هم جنس خودشان خودداری کنید و به بهانه های مختلف هر چند دقیقه به محیطی که بچه ها با خودشان خلوت کرده اند ورود پیدا کنید.

اگر قرار است کودک جایی برود یا با کسی تنها باشد خیلی مراقب باشید. خیلی از کودکانی که مورد تعرض جنسی قرار می‌گیرند توسط کسانی است که خانواده به آنها اعتماد کرده اند.

تلاش کنید کودکان از اینترنت گوشی و تبلت که ممکن است ناخواسته عکس ها و پیام های نامتعارف دریافت کنند دور باشند و به مطالب جنسی دسترسی پیدا نکنند.

هنگام ورود به اتاق کودک در بزنید تا یاد بگیرد هر اتاق یک حریم شخصی محسوب می شود و برای وارد شدن به اتاق پدر و مادر هم باید در بزند.

اگر کودک از شما سوال جنسی پرسید اولین کار حفظ خونسردی است. آشفته شدن شما، برای کودک این پیام را دارد؛ مثل این که موضوع مهمی اتفاق افتاده یا شاید موضوع جذابی باشد! و ممکن است در غیاب والدین از اینترنت برای یافتن جواب خود کمک بگیرد. در برابر کنجکاوی و سوال های بچه ها، عموم روانشناسان پیشنهاد میدهند اول پاسخ سوال را از خود بچه سوال کنید و نظر او را بپرسید. این کار باعث می‌شود کودک ذهن خودش را بیرون بریزد و بفهمیم اطلاعات او چه اندازه و از چه طریق به دست آمده است. بعد از اینکه اطلاعات را از زبان کودک شنیدید زمان مناسبی است که بر اساس ذهن، هوش، درک و شناختی که از کودک دارید به او پاسخ بدهید. سوالات باید به صورت کلی پاسخ داده شوند. اینگونه نباشد که جزئیات را به کودک توضیح دهید.

والدین می بایست هنگام استحمام کودکان پوشش لازم را رعایت کنند چرا که در این سن حس کنجکاوی کودک بسیار بالاست.

 

 آموزش نظم به کودکان:

شروع نظم و قانون پذیری هفت سالگی است. تا قبل از هفت سالگی بچه ها باید آزاد باشند و انتظار نداریم همه چیز را عالی و خوب مدیریت کنند و منظم باشند. چون تا قبل از هفت سالگی مغز و هوش به رشد خوب خود نرسیده است.

سن ۷ سالگی زمانی است که بچه ها میتوانند یادگیری را به طور منظم انجام دهند آنها از ساعت ۸ تا ۱۲ برای یادگیری به مدرسه می‌روند و این نشان می‌دهد توانمندی جسمی و روانی و هوشی اتفاق افتاده است.

قبل از شروع آموزش نظم، کودک تا حدودی قرار دادن بعضی از اشیا در جای خود را یاد گرفته، اما در سن مدرسه این آموزش ها دقیق تر و کامل تر و با جزئیات بیشتری جلو می رود.

از حدود ۱۰ تا ۱۴ سالگی مغز توانایی این را دارد که به صورت کامل تر و دقیق تر نظم و ترتیب و چیدمان را انجام دهد.

برای آموزش نظم ابتدا باید مفهوم نظم را به او آموزش دهیم که کودک سوال نکند چرا من باید نظم داشته باشم و یا اتاق یا کمدم را چرا مرتب کنم. باید ماهیت نظم را بفهمد.

در موقعیت بعدی هنگامی که کودک شروع به یادگیری نظم می‌کند اوایل ممکن است خرابکاری کند و خیلی منظم و دقیق نباشد. در این گونه موارد باید از اشتباهات او چشم پوشی کنیم و زمان هایی که موفق می‌شود او را تشویق کنیم و در عین حال مواظب باشیم در بچه هایی که زمینه اضطراب دارند تبدیل به وسواس نشود.  آسیب وسواس از بی‌نظمی خیلی بیشتر است و در صورت ابتلا نیاز به مشاوره و درمان دارد.

به این نکته توجه کنید که بازی و راحت بودن کودک، نسبت به نظم اولویت دارد. باید اجازه بدهیم بچه ها هنگام بازی ریخت و پاش داشته باشند ولی به آنها یاد بدهیم بعد از اتمام بازی همه چیز را مرتب کرده و در جای خودش قرار دهند. زمانی که کودک خسته است او را تحت فشار قرار ندهیم و به او بگوییم هر زمان خستگی ات برطرف شد اتاقت را مرتب کن. به او بفهمانیم که او را درک می کنیم.

اما اگر توجه ما ابتدا به نظم باشد، یعنی کودک را درک نمی کنیم. نباید به خاطر دلخواه خودمان انتظار داشته باشیم همیشه همه قسمت های خانه تمیز و مرتب باشد. همچنین هیچ وقت نظم و انضباط را به ورود مهمان ربط ندهیم چون بچه‌ها یاد می‌گیرند همیشه تایید طلب باشند و یا با خود تصور کنند نظم برای مهمان خوب است.

باید به کودک آموزش دهیم ما به خاطر راحتی و لذت بخش بودن برای خودمان و توصیه دین و اینکه تمام خلقت از نظم برخوردار است می‌خواهیم نظم داشته باشیم.

در مورد همکاری بچه ها در نظم چند نکته را لازم است رعایت کنیم:

– هنگامی می‌توانیم از بچه درخواست همکاری و انتظار حرف شنوی داشته باشیم که زمان مناسبی باشد. به طور مثال کودک درحال تماشای تلویزیون و یا بازی نباشد.

– هنگامی که همکاری بچه ها را می‌خواهیم، احساس خودمان را بیان کنیم مثلا بگوییم دخترم پسرم من خسته ام یا خیلی عجله دارم ،وقتی شرایط را توضیح دهیم باعث میشود کودک بیشتر همکاری کند.

– وضعیت را توصیف کنیم. مثلاً به کودک بگوییم اگر شیر بیرون از یخچال بماند خراب میشود.

– بعضی وقت ها لازم است به بچه ها اطلاعات بدهیم ولی بعضی وقتها هم لازم است فقط با یک کلمه تذکر بدهیم و از توضیحات اضافه خودداری کنیم.

برای همه ما به عنوان یک مادر ممکن است گاهی پیش بیاید که نتوانیم اعصاب خودمان را کنترل کنیم ولی این را بدانید که مادری که مراقبت بیشتری می کند، عصبانیت کمتری را تجربه خواهد کرد.

حسی که در این سن به کودکان می دهیم خیلی مهم است اگر مدام کودک را امرونهی کنیم کودک یاد می گیرد فرد بی عرضه ای است که دیگران باید او را مدیریت کنند. اگر مدام او را بترسانید  اضطراب را به او منتقل کرده اید. اگر به او توهین کنیم حس فرد بی عرضه و بدون اعتماد به نفس به او می‌دهیم. اگر به و ابراز علاقه و محبت نکنیم حس عدم دوست داشته شدن را به او میدهیم. اگر هیچ وقت او را تشویق یا تایید نکنیم حس بی لیاقت بودن را به او می دهیم. اگر یکسره در حال مقایسه او با دیگران باشیم و حس عدم ارزشمندی را به او می‌دهیم. اگر همیشه با کودک دعوا کنیم به او می‌گوییم تو حس خوبی به من نمی دهی و من همیشه از دست تو ناراحت و عصبانی هستم.

در انتهای جلسه استاد عنوان کرد حضور شما در این جلسات نشان دهنده این است که برای نقش مادری خود ارزش قائل هستید. امیدوارم همه ما احساس کفایت، ارزشمندی و دوست داشتنی بودن و شادمانی را به فرزندانمان بدهیم تا انشاءالله در دوران نوجوانی تجربیات بهتری داشته باشند. امیدوارم با اطلاعات این جلسات بتوانیم یک قدم جلوتر از چیزی باشیم که هستیم و یک پله بالاتر از قبل رفته باشیم.

فهرست