شناسه خبر: 76234

لینک کوتاه صفحه

https://dmsonnat.ir/?p=76234

ضرورت مقابله هوشمندانه با تحریم و تحریف؛
امروزه در جنگ اراده ها و با تمرکز بر جنگ شناختی کسی برنده می شود که در عرصه فکری و ذهنی بتواند روایت خود را نسبت به موضوعات و حوادث تثبیت کند. کسی که روایت را ارایه می دهد و تثبیت می کند اتفاق ها و حوادث را به نفع خود شکل می دهد.

تقابل انقلاب اسلامی و استکبار جهانی وارد دهه پنجم شده است. در طول بیش از چهل سال اخیر، دشمنان این ملت در تلاش بودند تا ملت ایران را به زانو دربیاورند، آن­ها در این مسیر با همه توان در میدان بوده و تمامی مکر و فریبکاری و شگردهای تخریبی خود را برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی به کار گرفته­اند.

اگرچه یکی از قدیمی­ترین ابزارها، ابزار تحریم بوده است، اما آمریکا پس از آن که تمامی راه­های سیاسی و نظامی ممکن برای واداشتن ایران به تسلیم را تجربه کرد و بدون جواب ماند، حربه تازه­ای به نام محاصره اقتصادی را علیه جمهوری اسلامی ایران به کار گرفت. تحریم­های ضد ایرانی از آن تاریخ تاکنون به انواع و اقسام حالت­ها دنبال شده است. و تغییر دولت­ها در آمریکا موجب لغو آن­ها نگردیده است، تنها کمی از شدت آن کاسته یا افزوده شده است.

در سال های اخیر دو راهبرد برای مقابله با ایران مطرح شده است؛ “توسل به زور برای تغییر” و “انتظار برای تغییر درون” آنچه در خلال راهبردها و مصوبات ضد ایرانی آمریکا مشاهده می شود این است که همه آنها در فرآهم آوردن شرایطی هستند که “تغییر مسالمت آمیز حکومت درون” شکل بگیرد.

برخی از اقدامات که آمریکایی ها برای تغییر رفتار و نظام مورد توجه قرار داده اند؛ عبارت اند از:

  1. دسترسی آسان و نرم به لایه های مختلف اجتماعی در ایران: یکی از مشکلاتی که آمریکا و جریان های ضد انقلاب با آن مواجهه بوده­اند، عدم دسترسی به عمق لایه های اجتماعی ایران و استفاده از آن برای آشوب و اغتشاش بود. رسانه های بیگانه عامل متحد کننده چالش ها و بحران های کوچک داخلی ایران برای شکل دهی به یک چالش و بحران بزرگ علیه نظام سیاسی می باشند.
  2. تقویت و سرمایه گذاری شبکه های اجتماعی؛ کمک به این شبکه ها برای ایجاد ناامنی در ایران،
  3. وصل کردن همه زنجیره های ضد ایرانی باهم؛
  4. جمع آوری سلبریتی ها و خوانندگان لس­آنجلسی برای ایجاد هجمه های فرهنگی؛
  5. و …

که با نگاهی تحلیلی می توان مجموعه این اقدامات را در رویکرد و اهرم راهبردی تحریم و تحریف خلاصه کرد.

دوگانه تحریف و تحریم در تلاشی هم راستا و هم پوشان تلاش می کنند تا مانع از به بار نشستن انقلابی گری درون گرا و اثبات کارآمدی آن در حل مشکلات جامعه شوند؛ با این تفاوت که جریان تحریف، معطوف به سمت گیری ذهنی بوده و در آن تلاش عمده تمرکز بر تغییر محاسبات است و جریان تحریم، صورت عملی دارد و در قالب فشارهای عملی بر زندگی و معیشت مردم خود را نشان می دهد. به بیان دیگر، رابطه ی وابستگی متقابل میان این دو وجود دارد؛ به این ترتیب که ابتدا با توطئه های مختلف تلاش کردند تا تصویر داخل ایران را دگرگون سازند و سپس با تحریم ها، تلاش کردند تا زمینه های لازم برای تغییر محاسبات در داخل کشور توسط جریان تحریف شکل بگیرد و سپس، برمبنای تصویر سازی های جریان تحریف و تضعیف روحیه استقلال و مقاومت، به تشدید تحریم ها روی آوردند. امروزه جریان تحریف با طرح شعارها و مطالبات به ظاهر عقلانی و موجه تلاش می کند تا با تسلیم سازی نظام در برابر فشار های استکباری، انقلاب را از مسیر مستقیم خود منحرف سازد. جریان تحریف این کار را با استفاده از ابزار رسانه و تصویرسازی انجام می دهد. بنابراین، در نقطه مقابل جریان انقلابی باید با تبیین صحیح، منطقی، به هنگام و سریع، ابزار رسانه را از دشمن و جریان تحریف بگیرد و به مهمترین جهادش؛ یعنی امید آفرینی و ایجاد نگاه خوش بینانه نسبت به آینده بپردازد.

راهبرد آمریکا در دوره ی ترامپ مبتنی بر سیاست فشار حداکثری با دو بال تحریم و مهار است. مسئله آمریکا در ارتباط با ایران، غلبه است؛ به هر نحو ممکن؛ مسالمت آمیز یا مبتنی بر اغتشاشات یا غلبه ی نظامی. بر این اساس، آمریکا برای تحقق این هدف، در مقطع کنونی حداقل روی  چند گزینه تاکید جدی دارد:

۱-­ مهار و تحریم: اگرچه آمریکا درصدد استفاده از همه ابزارها و کاربرد همه­ی شیوه ها برای غلبه بر جمهوری اسلامی است، اما آنچه برای آمریکا مقرون به صرفه است و آن را بیش از سایر گزینه ها در دستور کار قرار داده، مهار، محدودسازی و تحریم ایران است. هدف از این راهبرد قرار دادن یا رساندن ایران در فرآیندی تدریجی و گام به گام، به مرحله «انفجار از درون» است. برداشت هم آن است که ایران تنها در صورت تداوم تحریم ها، وارد مذاکرات راهبردی خواهد شد.

۲- پیروزی بدون جنگ: آمریکا همانگونه که در ارتباط با شوروی به دنبال پیروزی بدون جنگ بود، در ارتباط با ایران هم اینگونه راهبردی دارد. درواقع، می خواهند بدون آنکه با ایران وارد جنگ شوند، قدرت ایران، به لحاظ ساختار داخلی و محیط منطقه ای را روز به روز کاهش داده دهد، در همین راستا، سناریوی آمریکا، بدون آنکه مجبور به ورود به جنگ خشن با ایران شود، جنگ سایبری است.

۳- وارد کردن ایران به مذاکرات جامع: مذاکرات جامعی که آمریکایی ها درصدد انجام آن با ایران هستند، مذاکراتی است معطوف به قدرت هسته ای، منطقه ای، موشکی و نظام بازرسی ها از ایران. این موضوع با توجه به درپیش بودن برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، برای ترامپ حائز اهمیت است او تلاش می کند تا از هر طریق ممکن، ایران را به پای میز مذاکره بکشاند تا به عنوان برگ برنده ای در انتخابات از آن استفاده کند.

نکته مهم در این زمینه آن است که آمریکایی ها این گزینه ها را همزمان در دستور کار قرار دارند و بنا به شرایط، به گزینه خاصی تاکید می کنند.

آمریکایی ها به موازات تحریم یک جریان قوی تحریف نیز در دستور کار قرار داده اند تا با تحریف حقایق و واژگون نشان دادن واقعیت ها و دادن آدرس غلط و ضربه زدن به روحیه مردم به اهدف خود برسند. هدف سران آمریکا حذف ایران در عرصه نقش آفرینی منطقه ای و جهانی و یا تسلیم ایران در برابر خواسته های آنها است. آنها در این رویارویی با استفاده از امپراطوری رسانه ای تلاش می کنند مسئولان نظام را در مذاکره مورد نظر وارد نموده و با تبدیل فرصت ها به تهدید خواسته های خود را تحمیل کنند سران امریکا در این زمینه با بزرگ نمایی خطر جنگ و برجسته سازی مشکلات مردم تلاش می کنند زمینه های تسلیم ملت ایران را فرآهم کنند، زیرا آمریکایی ها با گذشت بیش از چهار دهه از رویارویی خود با ملت ایران در عرصه های گوناگون به این نتیجه رسیده اند که تحریم ها، تهدیدات، تحمیل جنگ، ناامن سازی ها و … به هیچ وجه مانع از پیشرفت جمهوری اسلامی نشده است. سران آمریکا مشاهده می کنند که: ۱- مریکا

اقدامات خصمانه آنها سبب تحکیم قدرت حاکمیت، افزایش اعتبار منطقه ای و گسترش عمق راهبردی ایران و حمایت بیش از پیش محور مقاومت از جمهوری اسلامی شده است، ۲- تلاش آنها در حوزه ی اسلام هراسی و ایران هراسی نه تنها باعث مهار ایدئولوژی و گفتمان الهام بخش جمهوری اسلامی نشده، بلکه بر گستره و عمق تاثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر محیط منطقه ای و جهانی افزوده است، ۳- گزینه جنگ نیابتی آنها در محیط منطقه ای نیز به نفع جمهوری اسلامی تمام شده و جایگاه ایران اسلامی را در منطقه تثبیت و ارتقاء بخشیده است ۴- و … براین اساس هدف خود را بر تحریف جهت تاثیرگذاری هرچه بیشتر تحریم ها علیه ملت ایران متمرکز نموده­اند، تحریف مورد نظر آمریکا در فازهای بینشی(شناختی)، گرایشی(عواطف و جهت گیری) و کنشی(رفتاری) دنبال می شود تا از این طریق با مقاومت زدایی ایجاد حلقه های کاذب و تغییر در سبک زندگی پی گیری شود، از این رو می توان گفت خط تحریف به عنوان مکمل بحث تحریم مطرح می شود. دشمنان با داده های غلط و جعل مسایل سعی می کنند واقعیت ها را کاملا وارونه جلوه دهند..

موضوع تحریم و شرح ابعاد آن همواره مورد تاکید رهبر معظم انقلاب اسلامی(مدظله العالی) در طول این سال­ها بوده است. معظم له تلاش کرده­اند تا با آگاهی بخشی و بصیرت افزایی از آثار این سناریو بکاهند و کشتی انقلاب را از این گرداب­ها برهانند. معظم له در آخرین رهنمود­های خود در روز عید قربان مجددا به تشریح سناریوی دشمن برای مقابله با جمهوری اسلامی پرداخته و ضمن اشاره به خط تحریم، از تکمیل پازل “تحریم” با حربه “تحریف” سخن گفتند و فرمودند: «به موازات تحریم، یک جریان تحریف هم هست؛ در کنارش یک جریان تحریف هست؛ تحریف حقایق، واژگون نشان دادن واقعیات؛ چه واقعیات کشور ما، چه واقعیات مرتبط با کشور ما؛ این هم یکی از کارهایی است که آن­ها انجام می­دهند. هدف از این تحریف دو چیز است، دو کار را می­خواهند انجام بدهند: یکی، ضربه به روحیه­ی مردم است، یکی هم آدرس غلط دادن برای رفع مشکل تحریم است.» موضوع آنقدر اهمیت دارد که معظم له تاکید داشتند: «و من به شما بگویم که اگر جریان تحریف شکست بخورد، جریان تحریم قطعا شکست خواهد خورد؛ زیرا که عرصه، عرصه ی جنگ اراده ها است؛ وقتی جریان تحریف شکست خورد و اراده ملت ایران همچنان قوی و مستحکم باقی ماند، قطعا بر اراده­ی دشمن فائق میاید و پیروز خواهد شد.» ابعاد خط تحریف و شناخت ماهیت و چگونگی اثربخشی آن نیازمند توجه و تأمل است.

تحریم همواره روی دیگری نیز داشته است و آن جریان رسانه­ای است که تلاش می­کرده تا تحریم را اثرگذار کند! به واقع در این سناریوی تهاجمی علیه جمهوری اسلامی، پیش از آنچه تحریم­ها در عمل بر اقتصاد کشور و معیشت و زندگی مردم اثرگذار است، تثبیت تصویر ذهنی از شکست در عمل میتواند اراده­های یک جامعه را سست کند و آن جامعه را به تسلیم بکشاند، اما اگر یک جامعه امیدوارانه به صحنه مواجهه با دشمن بیندیشند، و اراده­های آنان سست نشود، شکست آنان در میدان نبرد نیز به سادگی میسر نخواهد شد. محصول چنین اراده­ای شکل­گیری “مقاومت” است که در آوردگاه جنگ و مبارزه، مهم­ترین مولفه­ی قدرت نرم به حساب می­آید! به واقع شکست مقاومت رخدادی است که اول در ذهن­ها و قلب­ها صورت می­گیرد و آنگاه آثار عینی آن در رفتار بیرونی افراد و جوامع ظهور و بروز پیدا می­کند! فرد یا ملتی که در برابر متجاوز تاب مقاومت نداشته و شکست می­خورد، به واقع پیش از این در ذهن خود تسلیم شده است!

روحیه مقاومت کی شکست می­خورد؟! چگونه می­توان یک قهرمان مقاومت را به پای میز مذاکره کشاند؟! و … این­ها نمونه از سوالات اساسی است که پاسخ به آن­ها می­تواند از ترفند­های عملیات روانی دشمن رمزگشایی کند. می­توان گفت که شکست منطق مقاومت، محصول دو اقدام است: تحریف واقعیت و ایجاد ترس و رعب! فرد یا جامعه مقاوم، آنگاه دست از مقاومت برمی­دارد که یا دچار خطای محاسباتی ناشی از عدم شناخت توان و و ضعیت شود و صحنه منازعه را به درستی تحلیل و ارزیابی نکند. عامل دومی هم در این میان است، آنگاه که فرد یا جامعه ی مقاوم به دلیل ضعف­های وجودی دچار ترس و ارعاب گردد و صحنه را برای رقیب خالی کند! در مورد عامل اول اینگونه باید گفت که تحریف واقعیت می تواند فرد را دچار انفعال و احساس ناتوانی کند. به واقع تحریف واقعیت با دو شیوه: ۱٫ کوچک و ضعیف انگاشتن خود، ۲٫ بزرگ و قوی انگاشتن دشمن، دنبال شود و فرد و جامعه را به تغییر رفتار وادار می کند. در مورد عامل دوم نیز باید یادآوری نمود که رعب و ترس در برابر دشمن، محصول: تغییر سبک زندگی انقلابی به غیر انقلابی، عامل ضعف درونی و غلبه ترس و انفعال است.ضعیف انگاشتن خود و قوی دانستن دشمن، از بین بردن اعتماد به نفس ملی را در پی خواهد داشت،

مهمترین تاکتیک های بکار گرفته شده در زمینه از بین بردن اعتماد به نفس ملی عبارت اند از:

  1. القاء و تکرار «ما نمی توانیم!»
  2. زیر سوال بردن پیشینه درخشان ملت،
  3. نادیده انگاشتن قوت ها و توانمندی ها،
  4. بزرگ نمایی ضعف ها و آسیب ها،
  5. نادیده انگاشتن موفقیت ها و پیروزی ها،
  6. بزرگنمایی شکست ها و ناکامی ها،
  7. نادیده انگاشتن ثروت های مادی و معنوی.
  8. و …

مهمترین تاکتیک های بکار گرفته شده دشمن برای بزرگ جلوه دادن و قوی انگاشتن خود عبارت اند از:

  1. ارائه چهره شکست ناپذیر از دشمن،
  2. بزرگنمایی موفقیت ها و پیروزی های دشمن،
  3. پنهان کردن گذشته ناکام و شکست خورده دشمن،
  4. پنهان ساختن ضعف ها و ناتوانی های دشمن،
  5. پنهان کردن پیشینه کریه و مملو از جنایات و خیانت دشمن،
  6. توانمند جلوه دادن دشمن،
  7. سیاه جلوه دادن عاقبت مبارزان و مقاومت کنندگان در برابر دشمن.

برای مقابله با تحریف، راهبردها و راهکارهایی وجود دارد از جمله:

  1. تزریق امید به جامعه و تقویت اراده مقاومت و ایستادگی در مقابل دشمن،
  2. آگاهی بخشی، تبیین و تشریح وضعیت نامطلوب و ناکام سازش و سرنوشت شوم تسلیم در برابر دشمن؛
  3. بصیرت افزایی و ارائه تصویر درست از واقعیت صحنه منازعه؛
  4. افشاگری علیه شگردهای رسانه ای و تبلیغاتی دشمن در زمینه تحریف و واژگون جلوه دادن واقعیتها،
  5. شناساندن عوامل و عناصر خط تحریف و تکمیل کننده پازل دشمن در جنگ شناختی طراحی شده دشمن.
  6. و …

در حقیقت تحریف نه تنها یک پروژه کلان، بلکه اصلی ترین پروژه آمریکایی ها در شرایط کنونی است که در راستای آن تلاش می شود با بزرگنمایی قدرت دشمن و کوچک­نمایی قدرت ایران اسلامی و دادن آدرس غلط به اهداف خود برسد. امروزه در جنگ اراده ها و با تمرکز بر جنگ شناختی کسی برنده می شود که در عرصه فکری و ذهنی بتواند روایت خود را نسبت به موضوعات و حوادث تثبیت کند. کسی که روایت را ارایه می دهد و تثبیت می کند اتفاق ها و حوادث را به نفع خود شکل می دهد. و بدانیم بیش از آنکه سخت افزار تحریم موثر باشد، این نرم افزار تحریم است که شکست و تسلیم را هموار خواهد کرد.

 

دکتر عباسعلی فرزندی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست