مادر شهید نامور در گفت‌وگوی تفصیلی با تقریب؛
مادر شهید: اهالی بندر ترکمن و اهل سنت حرمت شهادت کیومرث ما را حفظ کردند/ پدر شهید: بزرگ‌ترین آرزوی پسرم شهادت بود
مادر شهید نامور می‌گوید: بعد از شهادت کیومرث تمام همسایه‌ها به ویژه اهل سنت به مدت یکسال عزای کیومرث را نگه داشتند و از جشن و پایکوبی در محله ما خبری نبود آنها همیشه می‌گفتند فرزند شما برای دفاع از وطن ما رفته است و ما موظفیم که حرمت او را نگهداریم.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دبیرخانه شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت به نقل از خبرگزاری تقریب، به مناسبت ولادت امام زمان (عج) طبق رسوم گذشته به دیدار خانواده شهدا رفتیم؛ در مسیر منزل مادر شهید کیومرث نامور به ساختمان‌های بلوکی با قدمت طولانی رسیدیم، مقابل درب ورودی پدر شهید چشم انتظار ما بود و بعد از دیدن خبرنگاران خبرگزاری تقریب با روی خوش از ما استقبال کرد.

مرد مسنی که از خطوط چهره‌اش پیداست رنج فراوانی را طی سالها برای از دست دادن فرزند ارشد خود کشیده است، ولی همچنان قوی و مستحکم پای آرمان‌‌های انقلابی خود ایستاده،

در گوشه‌ای دیگر مادر شهید با قامتی خمیده و فرتوت به خوش آمد گویی ما آمد و ما را به سمت پذیرایی خانه راهنمایی کرد و در ادامه با جان‌ودل پذیرای سوالات ما شد و مانند دیگر خانواده شهدا دلگیر از عدم توجه مسئولان به خانواده های معظم شهدا بود.

 

خبرنگاران خبرگزاری تقریب در شماره سوم از این پرونده با خانواده شهید کیومرث نامور گفت‌وگو کرده‌اند که از مقابل دیدگاهتان می‌گذرد:

 

تقریب: نام کوچک فرزندتان چه بود و در سالی به شهادت رسیدند؟

*اسم کوچک پسر ارشدم کیومرث بود و در ۲۷ بهمن ۱۳۶۵ در مرز مهران به شهادت رسید، زمانی که خبر شهادت کیومرث را اطلاع دادند؛ مانند هر پدر و مادر دیگری از سوگ جانگداز فرزندمان به سطوح آمده بودیم و برایمان غیر قابل باور بود که بعد از ۴ روز حضور در جبهه به شهادت رسیده است؛ از طرفی دیگر از اینکه برای دفاع از خاک وطن و مردم خود پای در این راه گذاشت و با شهادتش همانند دیگر شهدا اجازه ندادند که دشمنان به این خاک ارزشمند و شهید پرور حمله‌ور شوند، خوشحال بودیم.

 

تقریب: خصوصیات اخلاقی برجسته شهید نامور چه بود؟

 

*کیومرث از کودکی فوق‌العاده مومن و دیندار بود، نمازش هیچگاه ترک نمی‌شد و با وجود آرامش ذاتی که داشت همیشه در مسجد فعالیت های بسیجی را به خوبی انجام می‌داد؛ او خودش به صورت خود جوش و بدون اطلاع ما فرم حضور در جبهه را پر کرد و زمانی که تایید شد به ما خبر داد که عازم جبهه است و از من حلالیت طلبید؛ خاطرم هست که در ماه مبارک رمضان بود که به مرز مهران اعزام شد و من

بعد از شهادت کیومرث تمام همسایه‌ها به ویژه اهل سنت به مدت یکسال عزای کیومرث را نگه داشتند.

بدون هیچ مخالفتی با وجود نگرانی های زیاد پذیرفتم که برود.

 

قبل از رفتن کیومرث به سربازی و اعزامش به جبهه یک شب در خواب امام راحل را دیدم که پشت سر ایشان به اقامه نماز پرداخته بودم، ایشان به من گفتند که از این به بعد شما پیش نماز ما خواهید بود، بعد از شهادت کیومرث متوجه تعبیر این خواب شدم.

 

تقریب: بجز شهید نامور چند فرزند دیگر دارید؟

 

*من صاحب سه پسر و یک دختر هستم، پسر بزرگم کیومرث که به شهادت رسید، دو پسر دیگرم که یکی در گرگان زندگی می‌کند و صاحب خانواده است، و دیگری لیسانس علوم سیاسی است و دخترم هم ازدواج کرده و شاغل است.

 

تقریب: مادر شما اصالتا اهل کدام شهر هستید و قبلا در کجا زندگی می‌کردید؟

*ما اصالتا آذری زبان هستیم و اهل اردبیل اما به سبب شغل همسرم که در آن زمان در شیلات مشغول به کار بود در بند ترکمن سکونت داشتیم.

 

تقریب:حاج آقا شما به عنوان پدر شهید نامور چه خاطره ای از سالهای زندگی در بندرترکمن به همراه کیومرث و احوالات این شهید بزرگوار دارید؟

 

*زمانی که خبر شهادت کیومرث ۱۸ ساله‌ام را آوردند من در محل کارم مشغول به کار بودم و هیچ یک از همکار‌ها با وجود شناخت کامل از من و خانواده‌ام، کیومرث را نمی‌شناختند و باور نمی‌کردند که پسر من باشد چرا که او بسیار فرزند سر به زیر و آرامی بود؛ نیت کیومرث از ابتدا مشخص و آن خدمت کردن و رفتار نیکو از خود به یادگار گذاشتن بود در نهایت پسرم به آرزویش رسید و شهید شد.

 

خود من هم در جبهه حضور داشتم اما توفیق شهادت نصیبم نشد و فقط جراحت جنگی از آن روزگار را بدست آوردم.

 

تقریب: از رفتار و برخورد اهل سنت در بندر ترکمن برایمان بگویید.

 

*ما از ابتدا در بندر ترکمن زندگی می‌کردیم و چند سالی است به دلیل بیماری من به تهران مهاجرت کرده‌ایم، بعد از شهادت کیومرث تمام همسایه‌ها به ویژه اهل سنت به مدت یکسال عزای کیومرث را نگه داشتند و از جشن و پایکوبی در محله ما خبری نبود آنها همیشه می‌گفتند فرزند شما برای دفاع از وطن ما رفته است و ما موظفیم که حرمت او را نگهداریم.

 

تقریب: مادر تا به حال به دیدار مقام معظم رهبری رفته‌اید و اینکه از مسئولان به دیدار شما آمده اند؟

 

*بله در دیدار گروهی از خانواده معظم شهدا با رهبر معظم انقلاب که از طرف بنیاد شهید برگزار می‌شد شرکت کرده‌ام؛ اما دیدار به صورت فردی هنوز با ایشان نصیبم نشده است؛ در دهه فجر امسال هم دو نفر از شهرداری به دیدن ما آمده بودند اما از طرف بنیاد شهید تا کنون دیداری صورت گرفته است.

 

تقریب: بزرگ ترین خواسته و آرزوی شما چیست؟

 

*ما خواستار عاقبت بخیری جوانان کشور و موفقیت نظام جمهوری اسلامی هستیم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست