مقاومت افتخارآمیز حزب الله در جنگ ۳۳ روزه نماد قدرت ایمان و اقتدار امت اسلامی؛
با توجه به اینکه رژیم صهیونیستی و آمریکا از بین بردن مقاومت را هدف محوری خود در منطقه قرار داده¬اند تبیین ضرورت تقویت محور مقاومت و دفاع از آن همواره برای دلسوزان امت اسلامی یک اولویت قلمداد می¬شود.

ارتش رژیم صهیونیستی که در طول حیات ننگین رژیم جعلی اسرائیل به دلیل حمایت­های همه­جانبه­ی آمریکا و در مواردی بی­توجهی سران کشورهای اسلامی با جنایت­های خود علیه ملت فلسطین و دیگر ملت­های پیرامون فلسطین اشغالی همواره خود را پیروز در جنگ­ها می­دانست که نمونه آن را می­توان در جنگ ۶ روزه ۱۹۶۷ مشاهده کرد که درآن کشورهای عربی از رژیم صهیونیستی شکست خوردند و کرانه باختری، بلندی­های جولان، صحرای سینا به اشغال صهیونیست­ها درآمد، اما در جنگ ۳۳ روزه از حزب­الله مقاوم شکست خورد.

تجاوز همه جانبه رژیم صهیونیستی به لبنان از هوا، دریا و زمین در ۲۲ تیرماه ۱۳۸۵، ۱۲ جولای ۲۰۰۶ آغاز و خسارت­های زیادی به لبنان وارد کرد، اما با ۳۳ روز مقاومت و جهاد مجاهدان حزب­الله با شکست رژیم صهیونیستی افتخار تاریخی نسیب امت اسلامی شد که آثار و برکات آن همواره پشتوانه عزت و اقتدار مسلمانان در مقابل صهیونیست­های تجاوزگر است. رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۴ براساس مذاکرات غیرمستقیم متعهد به تبادل اسرا با حزب­الله شده بود، اما آن رژیم جعلی سه نفر از اسیران مورد توافق از جمله سمیر قنطار را آزاد نکرد، از این رو نیروهای حزب­الله در مرز لبنان و فلسطین اشغالی در ۲۱ تیرماه ۱۳۸۵ تحت عنوان عملیات «الوعده صادق» برای آزادسازی اسرای باقیمانده خود دو نظامی صهیونیست را به اسارت گرفتند، رژیم صهیونیستی که براساس اطلاعات بعدی معلوم شد قرار بوده است ۲ ماه دیگر به لبنان حمله کند، جنگ خود علیه لبنان را جلو انداخت و جنگ همه جانبه­ی خود علیه لبنان را شروع کرد. رژیم صهیونیستی در جنگ موسوم به ۳۳ روزه هزاران خانه، هزاران مرکز حساس از جمله نیروگاه برق، بنادر، پل­ها و… لبنان را تخریب کرد، اما حزب­الله لبنان به نمایندگی از امت اسلامی با جهاد و مقاومت خود ثابت کرد که قدرت پوشالی و ادعایی رژیم صهیونیستی شکست­پذیر است و به تعبیر سیدحسن نصرالله از خانه عنکبوت سست­تر است. حزب­الله مقاوم و مجاهد با بهره­گیری از نیروی ایمان، مقاومت خستگی­ناپذیر و درایت فرماندهان کم­نظیر خود چون: سیدحسن نصرالله و سردار آسمانی شهید حاج قاسم سلیمانی سران متجاوز رژیم صهیونیستی را مستاصل نموده تا این که آنان را وادار به کرنش در مقابل مجاهدان اسلامی نمود و در صبح روز سی و چهارم جنگ برابر با ۱۴ آگوست ۲۰۰۶ (۲۳ مرداد ۱۳۸۵) براساس قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت با قبول آتش­بس پذیرای ذلت تاریخی شدند و زنجیره شکست رژیم صهیونیستی به دنبال فرار مفتضحانه ارتش صهیونیستی سال ۲۰۰۰ از جنوب لبنان تکمیل شد. اگرچه شکست رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۰ پس از اشغال ۱۸ ساله جنوب لبنان توسط ارتش تجاوزگر آن رژیم جعلی در سال ۱۹۸۲ با فرار مفتضحانه خود از لبنان شاهد قدرت و اقتدار حزب­الله بود و مجاهدان حزب­الله نقطه عطف تاریخ را در آن پیروزی شکل داده بودند، اما پیروزی حزب­الله در جنگ ۳۳ روزه بسیار کارسازتر و بااهمیت­تر بود و به عنوان پیروزی جهان اسلام علیه غده سرطانی اسرائیل در منطقه مرکزی جهان اسلام برشمرده می­شد. دو شکست محیرالعقول رژیم صهیونیستی از حزب­الله مقاومت در سال ۲۰۰۰ و ۲۰۰۶ به کابوس وحشتناکی برای صهیونیست­های جنایت­کار تبدیل شد که هیچگاه سران آن رژیم جعلی را رها نمی­کند و همچنان آنها را رنج می­دهد، به گونه­ای که انتقال قدرت نقطه مرکزی مقاومت به مقاومت فلسطین و جهش قدرت نرم حزب­الله و مقاومت فلسطین و پیروزی­های چشمگیر جریان مقاومت خواب راحت را از صهیونیست های اشغالگر ربوده است. صهیونیست­ها متوجه شده­اند که حزب­الله و جنبش مقاومت فلسطین نسبت به سال­های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۶ بسیار قوی­تر شده و همین وضعیت بر نگرانی صهیونیست­ها افزوده است.

حضور مستقیم جریان مقاومت در جنگ با تکفیری­ها که با برنامه­ریزی حامیان بین­المللی و منطقه­ای رژیم صهیونیستی شکل گرفته بودند و قلع و قمع گروهک­های تکفیری- تروریستی توسط مدافعان امت اسلامی نمادی از قدرت و اقتدار بیش از پیش جریان مقاومت در مقابل نظام سلطه، صهیونیست­ها و جریان غیرمردمی منطقه است که بیش از هر مجموعه­ای صهیونیست­های اشغالگر را دچار وحشت کرده است. علاوه بر این که حزب­الله به عنوان جبهه مقاومت در مقابل رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۶ و قبل از آن افتخارآفرینی کرده است آن افتخارات تاریخی پشتوانه­ای برای امت اسلامی شده است که امروزه در اوج قدرت اطلاعاتی، دفاعی و امنیتی قرار دارد. دشمنان امت اسلامی می­دانند که با گذشت ۱۴ سال از گذشت شکست تاریخی رژیم صهیونیستی از حزب­الله لبنان توانمندی­های انسانی و قدرت هجومی، تجهیزات دفاعی و تهاجمی، اشراف اطلاعاتی حزب­الله و مهم­تر از این ظرفیت­ها، ایمان و یقین مدافعان امت اسلامی به پیروزی الهی افزایش یافته است و مقاومت امروز قوی­تر از هر زمانی است. دشمنان امت اسلامی امروزه می­دانند که حزب­الله با بهره­گیری از تجربیات و درس­های سازنده از گذشته خود در سطوح مختلف پیشرفت کرده است و با ارتقاء توانایی­های خود در اوج آمادگی به سر می­برد. شکست مفتضحانه رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳ روزه از حزب­الله لبنان به دلیل نقش تاریخی خود نیازمند واکاوی است. با توجه به ابعاد گسترده این رویداد تاریخی در این یادداشت به زمینه­ها و تحولات جنگ ۳۳ روزه پرداخته می­شود و آثار، نتایج و پی­آمدهای آن به یادداشت دیگری واگذار می­شود.

رژیم صهیونیستی در تابستان ۲۰۰۶ در ادامه خوی تجاوزگری خود با وجود اینکه مزه تلخ شکست مفتضحانه اخراج از لبنان در سال ۲۰۰۰ را چشیده بود برای جبران شکست­های گذشته ابتدا به جنوب لبنان و سپس به مناطق دیگر این کشور تهاجم کرد. براساس توافق رژیم صهیونیستی با جریان مقاومت که قرار بود رژیم صهیونیستی شماری از اسرای لبنان و فلسطین را آزاد کند، اما برخلاف توافق تعدادی از اسرا را آزاد نکردند، از این رو سیدحسن نصرالله در روز آزادی اسرا اعلام کرد که راه آزادسازی اسیران موردنظر گرفتن اسیرانی از صهیونیست­ها است. مجاهدان حزب­الله در ۲۱ تیرماه ۱۳۸۵ در راستای تحقق نظر دبیرکل حزب­الله عملیات الوعده صادق را برای آزادی اسرای باقیمانده به یک خودرو نظامی رژیم صهیونیستی در مرز لبنان و فلسطین اشغالی حمله نموده و دو نظامی صهیونیست را اسیر کردند، تعدادی از نظامیان رژیم صهیونیستی برای انتقال این اسرا وارد عمل شده، اما خودرو این نظامیان صهیونیست منفجر و تعداد دیگری از آنها به هلاکت رسیدند و در مجموع ۸ نظامی صهیونیست کشته و دو نفر نیز به اسارت درآمدند.

در این زمینه با اینکه صهیونیست­ها برنامه­ریزی کرده بودند در یک تهاجم غافلگیرکننده در اکتبر (۲ ماه دیگر) بخش­هایی از لبنان تا رودخانه لیطانی یا لیتانی را اشغال کنند، عملیات تهاجمی خود را جلو انداخته و جنگ ۳۳ روزه را آغاز کردند. چنانچه سردار شهید سلیمانی نقل کرده­اند که رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله) در روزهای اول شروع جنگ ۳۳ روزه فرمودند: «من تصورم این است که اسرائیل این طرح را از قبل آماده کرده بود و می خواست همین طرح را در یک غافلگیری کامل به اجرا بگذارد و حزب­الله را در غافلگیری نابود کند، عمل حزب­الله در گرفتن این دو اسیر آن غافلگیری را به هم زد» و بعدها اطلاعات این موضوع به دست آمد که رژیم صهیونیستی بنا داشته است در ۲ ماه آینده تهاجم علیه حزب­الله را شروع کند.

این جنگ که در رژیم جعلی اسرائیل به جنگ دوم لبنان و در لبنان به جنگ ژوئیه و در افکار عمومی به جنگ ۳۳ روزه یا ۳۴ روزه معروف است و شمال فلسطین اشغالی و سراسر لبنان را در بر گرفت درنهایت به پیروزی مقاومت لبنان و شکست تاریخی رژیم صهیونیستی انجامید، زیرا حزب­الله لبنان در این جنگ با بهره­گیری از ظرفیت خیره­کننده نیروی انسانی، تدبیر، ایمان و تعهد با دشمنان متکی به تجهیزات و غرور ناشی از برخورداری از حمایت­های همه جانبه نظام سلطه مقابله کرد. در روزهای آغاز جنگ ارتش رژیم صهیونیستی از هوا، دریا و با استفاده از توپخانه زمینی تهاجم خود را شروع کرد و اهداف گسترده و متعددی را در لبنان مورد تهاجم قرار داد، هواپیماهای ارتش صهیونیستی فرودگاه بین­المللی لبنان را هدف قرار داد، نیروی دریایی رژیم جعلی اسرائیل بندرها و اسکله­های لبنان را محاصره کردند، بزرگراه­های لبنان مورد هدف قرار گرفت، به مراکز غیرنظامی، منازل مسکونی، بیمارستان­ها، مدارس و… لبنان تهاجم شد و تلفات زیادی از غیرنظامیان برجای گذاشت. هلی­کوپترهای رژیم صهیونیستی و ناوچه­ها و کشتی­های جنگی آنها هدف­های غیرنظامی در لبنان را مورد تهاجم قرار دادند. پس از چهار روز از شروع جنگ هوایی، دریایی و توپخانه­ای تهاجم زمینی را شروع کردند و مجاهدان حزب­الله نیز با شلیک راکت، انفجارات علیه متجاوزان، حمله به ادوات جنگی صهیونیست­ها، حمله راکتی به حیفا برای اولین بار، هدف قراردادن ناوچه جنگی رژیم صهیونیستی، تهاجم به تانک­ها و نفربرهای صهیونیست­ها به مقابله با متجاوزان پرداختند. طی این جنگ نابرابر رژیم صهیونیستی با تهاجم به راه­ها، مناطق مسکونی و.. از بمب­های خوشه­ای و فسفری نیز استفاده کرد که همه­ی این موارد جزء جنایات جنگی به حساب می­آیند. در طول این جنگ و به صورت خاص در روزهای پایانی آن و پس از توافق با قطعنامه آتش بس شورای امنیت ارتش رژیم صهیونیستی به صورت گسترده از بمب­های خوشه­ای استفاده کرد. بمباران روستای قانا، تهاجم به مساجد به عنوان پناهگاه غیرنظامیان، تهاجم به مراکز تاریخی لبنان، بخشی از جنایات رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳ روزه است. رژیم صهیونیستی که در طول حیات ننگین و نامشروع خود ثابت کرده است که همواره با بهره­گیری از خوی متجاوزانه مترصد شرایطی است که به سرزمین­های اسلامی تجاوز کند و در راستای رویای تاریخی نیل تا فرات حرکت نماید برای زهر چشم گرفتن از جریان مقاومت با احساس پشتوانه حضور نظامیان آمریکا در منطقه به ویژه عراق حمله به لبنان را طراحی کرده بود، بنابراین می­توان ریشه اصلی این جنگ را در بهره­برداری رژیم صهیونیستی از حضور نظامی آمریکا در منطقه دانست. آمریکایی­ها مجموعه گروه­های سیاسی به­ویژه جریان مقاومت را گروه­های تروریستی محسوب کرده و با حضور خود در منطقه به دنبال ایجاد و گسترش رعب و وحشت در میان مخالفان خود بود و رژیم صهیونیستی نیز که شکستهای قبلی از حزب­الله را تجربه کرده بود تصور کرده بود که این بهترین فرصت برای جنگ برق­آسا و شکست مقاومت است، رژیم صهیونیستی با شروع جنگ به دنبال اجرای طرح کوچاندن لبنانی­ها و آواره­کردن آنها همانند آواره­کردن فلسطینی­ها بود، درحدی که براساس اطلاعات صهیونیست­ها کشتی­های زیادی را آماده کرده بودند که مردم مناطق اشغال شده را به بیرون از لبنان بکوچانند و در رویای خلاصی از مقاومت برای همیشه به سر می­بردند. نکته مهمی که مطرح است این است که رژیم صهیونیستی علاوه بر برخورداری از حمایت آمریکا و غرب تمایل برخی از کشورهای عربی از جمله رژیم آل سعود در حمایت از رژیم جعلی اسرائیل را در چنین جنگی به عنوان پشتوانه خود قلمداد می­کرد، به هر حال اکثر کشورهای عربی به ویژه رژیم آل سعود در جنگ علیه یک جریان اسلامی و عربی، رژیم جعلی اسرائیل را در این جنگ حمایت کردند.

بر این اساس باید گفت رژیم صهیونیستی با پشتوانه: ۱- حضور آمریکا در عراق و ایجاد رعب و وحشت در منطقه ۲- آمادگی برخی از کشورهای عربی در همکاری با رژیم صهیونیستی ۳- آمادگی و مترصد بودن رژیم جعلی اسرائیل برای خلاص­شدن از حزب­الله برای همیشه بازگرداندن روحیه به ارتش صهیونیستی در جریان شکست سال ۲۰۰۰ و… جنگ ۳۳ روزه را شروع کرد تا در صورت موفقیت طرح صهیونیستی- آمریکایی ادامه جنگ به سمت سوریه و مقاومت فلسطین و درنهایت ضربه به ایران اسلامی دنبال شود.

در این جنگ نابرابر رژیم صهیونیستی بیش از چهارمیلیون و هشتصدهزار بمب خوشه­ای بر سر مردم لبنان ریخت، حدود ۹۰۰۰ پرواز جنگی انجام داد، ۱۵۰۰۰ خانه مسکونی را ویران کرد، حدود ۱۲۰۰ لبنانی را به شهادت رساند که حدود ۴۰۰ نفر آنها کودک بودند و…

جنگ ۳۳ روزه در مرحله اول برای پیروزی مطلق دنبال شد، اما به دلیل مقاومت حزب­الله مرحله بعدی برای پیروزی نسبی ادامه یافت، مرحله بعدی برای حفظ حیثیت و مرحله نهایی برای حفظ موجودیت دنبال شد. به این معنا که صهیونیست­ها جنگ ۳۳ روزه را برای از بین بردن مقاومت آغاز کردند، اما در روزهای پایان جنگ احساس کردند که مقاومت در شرایطی است که می­تواند موجودیت رژیم صهیونیستی را به مخاطره اندازد، در این راستا به آتش­بس روی آوردند.

در این جنگ برای اولین بار تلفات نظامیان رژیم صهیونیستی از شهدای جریان مقاومت فراتر رفت و حدود ۱۲۰ نفر از نظامیان رژیم صهیونیستی به هلاکت رسیدند و این در حالی است که رژیم صهیونیستی در جنگ ۶ روزه فقط ۱۶ کشته داده­ بود. رژیم صهیونیستی با همه­ی جنایات خود به ویژه در بمباران­های گسترده هوایی- اگرچه ویرانی هایی آفرید- اما بانک اهداف نیروی هوایی رژیم جعلی اسرائیل به پایان رسید و اما هنوز مجاهدان حزب­الله به مقاومت ادامه داده و در جهاد علیه متجاوزان صهیونیستی افتخارآفرینی می­کردند، درنهایت نیز سران رژیم صهیونیستی در این جنگ با شکست غافلگیرکننده مواجه شدند که هرگز تصور آن را نداشتند ابعاد و عمق این شکست در حدی است که محاسبات و معادلات منطقه را تغییر داده است.

در یک نگاه کلی می­توان گفت جنگ ۳۳ روزه در زمانی اتفاق افتاد که وضعیت منطقه متاثر از تحولات ناشی از الهام­بخشی انقلاب اسلامی تغییر یافته بود، در این وضعیت به دلیل شکل­گیری جریان­های مقاومت مردمی- اسلامی دیگر صهیونیست­ها و آمریکایی­ها نمی­توانستند با اتکا به سلاح­های برتر خود و غرور ناشی از این تجهیزات مدرن در مقابل ایمان، مجاهدت،ایثارگری و تدبیر مجاهدان مدافع اسلام و سرزمین­های اسلامی به اهداف نامشروع خود برسند و معلوم شد که نظام سلطه با محوریت آمریکا نیز نمی­تواند با حمایت همه جانبه خود از رژیم جعلی اسرائیل نقاط ضعف صهیونیست­ها را پوشش دهد و رژیم صهیونیستی از شکنندگی گسترده و عمیق رنج می­برد، براین اساس با بهره­گیری از واقعیت­های جنگ ۳۳ روزه می­توان گزاره­های زیر را مطرح کرد:

  • جنگ ۳۳ روزه علیه لبنان تصمیمی آمریکایی بود که صهیونیست­ها ابزاری در این زمینه بودند و هدف این جنگ تشکیل خاورمیانه جدید بود. دشمنان امت اسلامی به ویژه صهیونیست­ها که به توان تسلیحاتی خود اتکا نموده و مغرورند، بدانند که قدرت ایمان می تواند عامل برهم زننده مناسبات مادی قلمداد شود.
  • هدف جنگ ۳۳ روزه نابودی مقاومت در لبنان، فلسطین، عراق و… بود.
  • ظرفیت تعیین­کننده مقاومت متاثر از ماهیت انقلاب اسلامی است که از طریق تقویت پایه­های مقاومت تلاش برای انسجام نیروهای مردمی، انتشار و گسترش ارزش­ها و بنیان­های مقاومت هندسه مقاومت را تقویت کرده است.
  • روحیه­ی سربازان صهیونیستی در مقابل مجاهدت­های مدافعان اسلام و امت اسلامی شکننده بوده و آنان فاقد انگیزه برای جنگیدن و به مخاطره انداختن جان خود به خاطر حفظ رژیم اشغالگر هستند.
  • جریان مقاومت اسلامی چونان اعراب در گذشته ناتوان نبوده و با تمسک به قدرت ایمان و افزایش ظرفیت­های دفاعی به قدرت و اقتدار غیرقابل تصور صهیونیست­ها و حامیان آنها دست یافته­اند.
  • ارتش رژیم صهیونیستی با وجود هماهنگی­های میان سرویس­های نظامی و غیرنظامی برای حفظ پایداری در جبهه داخلی نتوانست در مقابل اقدامات حزب­الله انسجام خود را حفظ کند و این مسئله پوشالی بودن جبهه داخلی رژیم صهیونیستی را آشکار نمود.
  • استمرار موشک­باران مناطق فلسطین اشغالی توسط حزب­الله نشان داد که رژیم صهیونیستی برخلاف ادعاهای پرطمطراق خود توانایی حفظ امنیت صهیونیست­ها در فلسطین اشغالی را ندارد.
  • پیروزی مقاومت در جنگ ۳۳ روزه نصرت الهی از مجاهدان و ایثارگران مدافع اسلام و حافظان منافع امت اسلامی بود. این همان پیروزی درخشانی است که در روزهای آغازین جنگ رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله) نوید آن را به سردار شهید سلیمانی داده بودند و آن را به جنگ خندق تشبیه کرده بودند.
  • انهدام تانک­های فوق پیشرفته مرکاوا انهدام دو فروند هلی­کوپتر، انهدام ناوچه­های پیشرفته جنگی، انهدام هواپیمای جنگی و… در این جنگ اوج ناتوانی ارتش صهیونیستی را به نمایش گذاشت.
  • اگرچه تسلط حزب­الله بر ارکان جنگ از جمله اصل غافلگیری، فرسایشی­کردن جنگ، دفاع متحرک، مقاومت مجاهدانه و… از عوامل محوری پیروزی حزب­الله در جنگ نابرابر ۳۳ روزه محسوب می­شود، اما علت اصلی پیروزی حزب­الله به عوامل و عناصر معنوی چون: توکل به خدا، روحیه جهادی و… برمی­گردد.
  • نتیجه جنگ ۳۳ روزه کاملا به نفع جریان مقاومت بود.
  • فقدان اطلاعات مربوط به روش­های مبارزاتی حزب­الله، نبود اطلاعات از ماهیت سلاح­های حزب­الله، اقدامات مدبرانه و هوشمند فرماندهان حزب­الله و… بخشی از ظرفیت­های غافلگیرکننده جریان مقاومت به حساب می­آید.
  • جریان مقاومت در جنگ ۳۳ روزه قدرت و اقتدار خود را در مورد بازدارندگی در برابر دشمن در عرصه­های زمینی، دریایی، راکتی و روحیه دفاعی به اثبات رساند.
  • جریان مقاومت در جنگ ۳۳ روزه با انهدام ناوچه­های جنگی، بانک­های مرکاوا و… رژیم صهیونیستی را تحقیر کرد.
  • جنگ ۳۳ روزه که رژیم صهیونیستی و حامیان آن رژیم از طریق آن به دنبال از بین بردن مقاومت بودند، پروژه­های آشکار و پنهان آمریکایی- صهیونیستی را با شکست مواجه کرد.
  • موفقیت حزب­الله در جنگ ۳۳ روزه علیه ارتش رژیم صهیونیستی حلقه تکمیلی زنجیره موفقیت جریان مقاومت در جنگ ۱۶ روزه ۱۹۹۶، عملیات انصاریه ۱۹۹۷، اخراج مفتضحانه صهیونیست­ها از لبنان در سال ۲۰۰۰ محسوب می­شود.
  • نقش بی­بدیل شهدایی چون: عماد مغنیه و سردار آسمانی و فرمانده و سیدالشهدای مقاومت حاج قاسم سلیمانی در شکست رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳ روزه را باید از محوری­ترین نقش­ها دانست.
  • پیروزی حزب­الله را می­توان تحقق وعده الهی دانست که فرمود: ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم؛ . و لینصرن الله من ینصره (حج آیه ۴۰) و…

در جمع­بندی کلی می­توان گفت: رژیم صهیونیستی که در طول حیات ننگین خود به دلیل حمایت­های همه جانبه انگلیس و آمریکا و در مواردی بی­توجهی و حتی حمایت­های برخی از سران کشورهای عربی با جنایت­های خود علیه ملت فلسطین و دیگر ملت­های پیرامون فلسطین اشغالی همواره خود را پیروز در جنگ­ها می دانست، جنگ ۳۳ روزه را طراحی کرد تا با خیال خام خود مقاومت را از بین ببرد، اما برخلاف پیش­بینی­­ها در این جنگ نابرابر شکست خورد. مقاومت حزب­الله با شکست رژیم صهیونیستی افتخار تاریخی نسیب امت اسلامی کرد که آثار و برکات آن همواره پشتوانه عزت و اقتدار مسلمانان در مقابل صهیونیست­های متجاوز و حامیان بین­المللی آنها است. حزب­الله مقاوم و مجاهد با بهره­گیری از نیروی ایمان، مقاومت خستگی­ناپذیر و ایثار و درایت فرماندهان کم­نظیر خود چون: سیدحسن نصرالله و سردار آسمانی شهید حاج قاسم سلیمانی چنان ضربه نظامی- حیثیتی بر پیکره منحوس رژیم صهیونیستی وارد کردند که آثار این ضربات همچنان سران رژیم صهیونیستی را در کابوس وحشتناک نگه داشته است و هیچگاه آنها را رها نمی­کند. امروزه با گذشت ۱۴ سال از گذشت شکست تاریخی رژیم صهیونیستی از حزب­الله مقتدر توانایی­های انسانی و قدرت هجومی و تجهیزات دفاعی و تهاجمی مقاومت و مهم­تر از این ظرفیت­ها، ایمان و یقین مدافعان امت اسلامی به پیروزی الهی افزایش یافته است. با توجه به اینکه رژیم صهیونیستی و آمریکا از بین بردن مقاومت را هدف محوری خود در منطقه قرار داده­اند تبیین ضرورت تقویت محور مقاومت و دفاع از آن همواره برای دلسوزان امت اسلامی یک اولویت قلمداد می­ شود.

دکتر عباسعلی فرزندی 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست