تأثیر تورم و قطع مناسبات سیاسی با عربستان بر فریضه حج

حقيق حاضر به بررسي تأثير تورم و قطع ارتباط و مناسبات سياسي با کشور عربستان بر فريضة حج مي‌پردازد. با توجه به اينکه در زمان حاضر، در کشور ما تشرف به حج از طريق نام­نويسي و قرار گرفتن در نوبت اعزام و گذشت زمان نسبتاً طولاني صورت مي‌گيرد، چنانچه نام نويسي جهت اعزام را، همانند سفر از مقدمات وجودي حج به حساب آوريم، رويداد تورم و افزايش هزينة حج، مانع از وجوب نام نويسي نيست، همانطورکه وقوع اين رويداد در زمان اعزام، در صورتي که منجر به عدم قدرت مکلف بر پرداخت مابقي هزينة حج باشد کاشف از عدم استطاعت اوست. البته در صورتي که مکلف با استقراض، هزينة حج را تأمين و اقدام به حج نمايد، حجش مجزي از حج واجب است، هرچند اگر اموالي معادل با مقداري که قرض گرفته ندارد، استقراض بر او واجب نيست. در فرض قطع ارتباط سياسي، چنانچه منع قانوني از اقدام به حج از طريق ساير کشورها وجود نداشته باشد و نيز موجب عسر و حرج بر مکلف نشود، اقدام به حج، واجب است، مگر اينکه گفته شود عرفاً براي مکلف، طريق به حج وجود ندارد؛ در اين­صورت بقاي وجوب حج بر مکلف متوقف بر بقاي استطاعت تا زمان از سرگيري روابط بين دو کشور و فراهم شدن امکان اعزام است و اگر در اين فرض اقدام به حج نمايد مشروط بر اينکه اعمال او از ميقات با عسر و حرج همراه نباشد، مجزي از حج واجب او خواهد بود.

کارکردهای دیپلماسی فرهنگی حج در تقویت هویت فرهنگی مسلمانان

همة موجوديت و هستي مسلمانان، به هويت اسلامي آنان بستگي دارد. اگرمسلمانان به هويت خود توجه نداشته باشند و از معارف اصيل دين خود فاصله بگيرند، با مرور زمان، به صورت انسان‌هايي فاقد هويت در آمده، بازيچة سياست‌هاي ابرقدرت‌ها مي‌شوند. لذا دشمنان اسلام همواره سعي و تلاششان در راستاي تضعيف و از بين بردن عناصر هويتي مسلمانان بوده است. حج، از عبادات بزرگ و اثرگذار اسلامي است که همه ساله، اجتماع عظيمي از مسلمانان را در زمان و مکاني واحد گرد هم مي‌آورد. افرادي که در اين چند روز به دور از ماديات و خانه و زندگي و تعلقات مادي گرد هم مي‌آيند، فرصت مناسبي براي تفکر در حقيقت هستي خود و زندگي به دست مي‌آورند و اين مسأله مي‌تواند در ايجاد هويت واحد اسلامي تاثيرگذار باشد. در اين مقاله، به دنبال اين مطلب هستيم که آيا حج با مناسک ويژه‌اي که دارد، مي­تواند در تقويت هويت ديني ـ فرهنگي مسلمانان نقش آفريني کند؟ اساساً کارکرد حج در تقويت عناصر ارزشي و هويت فرهنگي و اسلامي مسلمانان چيست؟ در حقيقت هدف اصلي اين نوشتار بيان کارکردهاي ديپلماسي فرهنگي حج، در تقويت هويت فرهنگي مسلمانان است که خود هويت فرهنگي از عناصر ديپلماسي فرهنگي مي‌باشد. مناسک حج سرشار از دستوراتي است که در راستاي سعادت دنيا و آخرت مسلمين تشريع شده و با شناخت درست اين اعمال و مناسک و انجام صحيح آنها و آشنا شدن به اسرار و معارف مناسک حج و چشيدن ثمرة وحدت بخش اين مناسک، مسلمانان نسبت به هويت ديني و فرهنگي خود دلبستگي پيدا مي‌کنند و قدردان آن مي‌شوند و اين باعث مي‌شود که در جهت نشر و ترويج فرهنگ خود تلاش و کوشش به عمل آورند.

سنجش عملکرد آل سعود با معیارهای تولیت حج از منظر قرآن کریم

عملکرد ناموفّق آل سعود در مقام توليت خانة خدا، به جهت مطابق نبودن با موازين اسلام و صريح آيات قرآن، چالش­هاي متعددي را در منطقه ايجاد نموده و اعتراض جهان اسلام را برانگيخته است. معيارهايي چون، رعايت تقواي الهي، توانمندي در ايجاد يا حفظ امنيت زائران، اهتمام به سنّت برائت از مشرکين و ديگر شعائر اسلامي، توانمندي در حفظ وحدت امّت اسلامي، توانمندي در هموار نمودن مسير براي حضور حجاج در مراسم حج و توانمندي در حفظ و تقويت روحية عبوديت و بندگي که از اهداف اصلي و فلسفة حج مي­باشد، از جمله شرايط متوليان حج در قرآن کريم دانسته شده است. اين در حالي است که اکثر اين موازين را در عملکرد توليت فعلي حج نمي­توان مشاهده نمود. عدم تطبيق عملکرد آل سعود با معيارهاي ارائه شده از سوي قرآن کريم، رهبران و انديشمندان جهان اسلام را بر آن داشته است تا به فکر راه چاره­اي براي مديريت حج باشند. اين مقاله با تمرکز بر آيات قرآن کريم، در صدد تبيين معيارهاي توليت حج بوده و البته عملکرد آل سعود در مديريت حج را نيز بر اساس معيارهاي قرآني، مورد سنجش قرار داده است. روش مقاله در مراجعه به آراء، استنادي و در تبيين محتوا، تبييني و تحليلي است.

ارکان حج در نگاه فریقین

واژه ارکان، جمع رکن به معناي تکيه‌گاه و بخش اساسي تشکيل دهنده هرچيز است[1]، در فقه نيز به جزء مقوم هر عمل رکن گفته مي‌شود.[2] مراد از ارکان حج در اصطلاح فقه امامي، آن بخش از مناسک حج است که ترک عمدي آن ها موجب بطلان حج مي‌گردد.[3] ارکان حج- که درپاره‌اي منابع «فرض» خوانده شده است[4]- درفقه اهل سنت به گونه هاي مختلفي تعريف شده است، از جمله واجباتي از مناسک که ماهيت حج متوقف بر آن‌هاست[5]، واجباتي که تحلل (بيرون آمدن از احرام) بر آن‌ها توقف دارد[6]، مناسکي که ترک آن‌ها موجب فساد حج مي‌گردد[7] و واجباتي که با کفاره قابل جبران نيست.[8] شايان ذکر است که مراد از اصطلاح رکن در باب نماز، بخشي از واجبات آن است که ترک عمدي و سهوي آن موجب بطلان نماز مي‌شود.[9] برپايه فقه امامي اين مفهوم از رکن در باب حج تنها در مورد ترک وقوفَين (انجام ندادن وقوف در عرفات و وقوف مشعر با هم) صادق است، هر چند سهوي باشد.[10] برپايه ديدگاه برخي از اهل سنت، تفاوت رکن در حج با رکن نماز آن است که تکرار رکن حج و افزودن برآن، جز در پاره‌اي موارد، حج را باطل نمي‌سازد.[

حج و ارتقای سرمایه اجتماعی جهان اسلام

اين تحقيق کوشش کرده است که از دريچة سرماية‎‎‎‎‎ اجتماعي به حج بنگرد تا نتيجه بگيرد که حج چه کارکردهايي در توسعه و ارتقاي سرماية اجتماعي جهان اسلام دارد؟ هدف اين است که اثبات کنيم حج نه‌تنها مولد سرماية‎ اجتماعي، بلکه خود، سرماية‎ اجتماعي پايدار و تمام‌ناشدني براي دنياي اسلام است که به‌طور دائم در حال افزايش است و ما مي‏توانيم با استفاده از ظرفيت‌هاي حج، راهکارهاي عملي رسيدن به وحدت و يکپارچگي امت اسـلام براي اعتلا و سربلنـدي در جهـان و همچنين مقابله با تهاجم فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي را احصا، و آسيب‌شناسي کنيم. براي رسيدن به اين مهم و با توجه به بين‌رشته‌اي بودن موضوع، در اين تحقيق ابتدا سعي بر اين بوده است که در ضمن تبيين اجمالي مفهوم حج، به مفهوم‌شناسي سرماية اجتماعي پرداخته شود. در اين مرحله، جايگاه سرمايه اجتماعي در بين انواع سرمايه‌هاي موجود، مشخص و تعريف مي‌شود؛ سپس سطوح و ابعاد مختلف اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي آن تبيين شده، مؤلفه‌ها و عناصر کليدي تشکيل‌دهندة سرماية اجتماعي با توجه به ابعاد آن برشمرده مي‌شود. در پايان، کارکردها و ظرفيت‌هاي حج با توجه به ابعاد اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي سرمايه‎‎‎‎‎ اجتماعي و عناصر مربوط به هر يک از اين ابعاد، احصا مي‎شود.

بررسی فقهی اقتدای به اهل تسنن در حرمین شریفین

در مورد اقتداي به اهل تسنن روايات مختلف و متعدّدي از ناحيه حضرات معصومين: صادر شده است. هر چند عدم صحّت اقتدا در شرايط اوّلي، از روايات و فتاواي فقهاي اماميه برداشت مي شود؛ امّا در شرايط ثانوي؛ اعمّ از خوف يا مدارا، دلالت روايات مختلف و به ظاهر متعارض است. برخي ظاهر در اقتداي حقيقي است و برخي ديگر بر عدم صحّت اقتدا دلالت دارد. به تبع روايات، اقوال فقها نيز متفاوت گشته است. فقهايي چون حضرت امام خميني1 و برخي از فقهاي معاصر، ظهور روايات در اقتداي حقيقي را پذيرفته و روايات دالّ بر عدم صحّت اقتدا را به حکم اوّلي اختصاص داده اند؛ امّا بسياري از فقها چنين حملي را نپذيرفته و روايات ظاهر در اقتداي حقيقي را بر اصل شرکت در نماز عامّه حمل نموده و تکرار نماز يا عدم اقتدا و لزوم قرائت را در نماز جماعت آنان شرط دانسته­اند که با بررسي دقيق روايات به نظر مي­رسد صحت اقتداي حقيقي نيز يکي از راهکارهاي حضور در جماعت اهل تسنن است که به دليل اهداف بالاتري؛ همچون ايجاد همدلي و اتحاد و حفظ آبروي شيعه پذيرفتني است.
فهرست